با اينكه فقيرهاي مسلماني هم داريم كه دعا ميكنن، ولي چرا توي همون وضع باقي ميمونن؟! چرا خدا به دادش
*- از آن پس، همين انديشه و روش غلط را به گناهكاران القا كرد تا گناه خودشان را گردن خدا بياندازند. چنان كه فرعون گفت: «من موسي (ع) را ميكشم، او برود از خداي خودش كمك بگيرد» - قوم بني اسرائيل به حضرت موسي عليه السلام گفتند: «تو با خدايت برو و اين سرزمين را تسخير كن و مردان جنگجويش را از پا درآور و يا از شهر بيرون كن، هر گاه موفق شدي، ما وارد خواهيم شد» [و البته خدا هم فرمود: پس چهل سال در بيابان آواره باشيد] – كفار نيز در برههاي، ظلم خود را اينگونه توجيه كردند كه اگر خدا نميخواست، چنين نميشد – يزيد و عبيدالله بن زياد و ... نيز گناه جنايات خود را در كربلا، گردن خدا انداختند و به حضرت زينب عليهاالسلام گفتند: «ديدي خدا با برادرانت چه كرد؟» و به مردم نيز ميگفتند: اين برتري را خدا به ما داده است – پادشاهان و حُكام جاير نيز ميگفتند: «سلطنت موهبتي الهي است كه از جانب خدا به پادشاه اعطا شده است»، حتي جرج بوش (پسر) گفت: من نمايندهي خدا هستم و ... .
*- از آن پس، اين انديشهي جاهلي با تقويت القائات شيطاني، در بين انسانها (حتي مسلمانان) رواج يافت؛ تا آنجا كه به قول آيت الله جوادي آملي: «اسلامي حرف ميزنند، اما قاروني فكر ميكنند»، يعني حرف از خدا، قرآن، نماز و دعا دارند، اما اگر موفقيتي حاصل شود، آن را صرفاً از هنر خود ميدانند و بدتر آن كه تمامي ضعفها، مشكلات و گرفتاريها را گردن خدا مياندازند! مانند كسي كه به خاطر عدم رعايت مقررات و ضوابط رانندگي، تصادف ميكند و احتمالاً مجروح و معلول هم ميشود، بعد ميگويد: «نميدانم چه حكمتي داشت كه خدا خواست من تصادف كنم و مجروح و معلول شوم؟!»
اقتصاد و معيشت:
اقتصاد و معيشت نيز مانند ديگر شئون و امور زندگي ميباشد. رونق اقتصادي به صورت كلي، يا اشتغال، كسب و درآمد شخصي، هزاران هزار علت و عامل شخصي، اجتماعي، فرهنگي، محيطي، ملي و بينالمللي دارد، پس چنين نيست كه اگر اين شرايط مهيا نبود و يا تلاشي براي مساعد نمودن آن صورت نگرفت، به صرف "دعا"، همه چيز حل شود.
اقتصاد بيمار، مانند انسان بيمار است؛ آيا تا به حال شنيدهايد كه بگويند: « فلاني بيمار شد، اقدام به مداوا نكرد، اما خيلي دعا كرد كه بهبود يابد، ولي نيافت؛ پس چرا خدا او را شِفا نميدهد؟!»
حكايت:
در حكايت آوردهاند: حضرت موسي (ع) مبتلا به قولنج شد و هنگامي كه براي مناجات با حضرت رب الارباب به كوه طور رفت عرض كرد : خداوندا! مريض شدهام مرا شفا عنايت فرما .
خطاب شد يا موسي به طبيب مراجعه كن. عرض كرد : خداوندا! پاسخ مردم را چه بگويم در حالي كه خواهند گفت: "تو كليم اللهي و مرده زنده ميكني و كور را شفا ميدهي، آنگاه براي مرض خود به طبيب مراجعه ميكني؟!" - خطاب شد يا موسي! ما اين گياهان را عبث نيافريديم و علم طب را بيهوده به انسان الهام نكرديم؛ حال آيا چون تو موسي هستي، انتظار داري كه اين همه گياهان را عبث بگذاريم و بي سبب مرض تو را شفا دهيم؟! (زندگينامه مرحوم حاج شيخ حسنعلي اصفهاني، ج 1)
*- بنابر اين، همانگونه كه حفظ سلامتي و يا مداوا براي بهبود بيماري، هزاران هزار شرط و شروط و دستورالعمل دارد و هر كاري با اسباب لازمش انجام ميپذيرد، برخورداري از اقتصاد سالم و يا مداواي اقتصاد بيمار نيز هزاران هزار شرط، دستورالعمل، برنامه، راهكار و وسايل دارد. چه براي شخص و چه براي جامعه؛ كه البته از هم جدا نيستند.
*- در آموزهها و دستورالعملهاي اسلامي (قرآن كريم و حديث) نيز صدها برنامه و دستورالعمل فردي و اجتماعي وجود دارد؛ از دستور به تلاش گرفته تا كسب حلال و پرهيز از حرام – پرداخت انواع زكاتها، صدقات، انفاق، انفال، خمس، قناعت، پرهيز از اسراف، توليد مرغوب، توزيع عادلانه، مصرف بهينه ... تا مقابله با ظلمهاي فردي و اجتماعي، فزهنگي و سياسي و اقتصادي، تا امور مربطو به مديريتهاي داخلي و انواع مقابله با فتنهها و دشمنيهاي داخلي و خارجي. آيا همانگونه كه امريكا توسط داعش و ساير گروههاي تروريستي، در كشورها جنگ نظامي نيابتي راه مياندازد، توسط وابستگانش جنگ نيابتي اقتصادي راه نمياندازد؟!
حالا اگر فرد و يا جامعه (ملت)، اين زنجيره را پاره كردند، حلقههاي آن را جدا و مفقود كردند، توجه و همت لازم را نداشتند، با بصيرت به امور داخلي و خارجي ننگريستند، خوب تدبير و مديريت نكردند و ...، انتظار نداشته باشند كه به صرف سر سجاده نشستن و دعا كردن، اتفاقي بيافتد.
دعا:
دعا، وِرد، جادو، سحر، طلسم و ... نميباشد، بلكه درخواست از خداوند عليم، حكيم و منّان ميباشد. بنا بر اين، منشأ دعا نيز بايد فكر، قلب و اراده باشد، نه لفظ خالي. در حالي كه اغلب دعاهاي ما، از لفظ نشأت ميگيرد و به همان لفظ پايان ميپذيرد. نه خواست و ارادهاي حكيمانه پشت سر اين دعا قرار گرفته است و نه عزم، همت و تلاشي مجدانه در پياش ميآيد. لذا مرتب ميگويند: «پس چرا اين همه دعا كرديم، نشد؟!» خب اين نه تنها دعا نيست، بلكه مسخره كردن دعا نيز هست. خداوند سبحان و حكيم، مستجاب كنندهي دعاهاي ماست، نه الفاظ و اورادِ ما.
*- آيا تا به حال شنيدهايد كه بگويند: «فلاني خيلي دوست داشت كه دانشمند شود، بدون اين كه تلاشي براي تحصيل علم كند، بسيار دعا كرد، اما نشد! پس چرا خدا او را دانشمند نميكند؟!»
اما ميگويند: مردمان فقير خيلي دعا ميكنند، پس چرا خدا مستجاب نميكند؟! و اين چنين گناه را گردن خدا مياندازند! و هيچ گاه نميگويند كه «ما طبق برنامهي تدوين شده و به وظايف محوله عمل نميكنيم و نتيجهاش فقر در جامعه ميشود» - «نتيجهي اسراف و تبذير، از سوي يك قشر، فقر براي قشر ديگر ميشود» - «نيتجه بخل و خسّت، همانطور كه روح را بيمار ميكند، اقتصاد و معيشت مردم را نيز بيمار ميكند» - «نتيجه انباشت سرمايه و بلوكه كردن آن، فقر است» - «وابستگي به غير (خارج)، حاصلي جز بدبختي، عجز و فقر ندارد» - «حاصل رشوه دادن و گرفتن، رانتخواري، سوء استفاده از اموال ديگران و بيت المال، سوء مديريت دولتي و ...، جز عمق بخشيدن به شكاف طبقاتي و فقر نخواهد بود» - «ضايع كردن نعمتها، اعم از مادي و معنوي، از پول و ثروت و كار گرفته، تا نعمت ايمان، اسلام، ولايت، استقلال، عقل، علم، شعور، بصيرت، توانها و سرمايههاي طبيعي و ملي و ...، همه فقر ميآورد»!
انتظار:
حال چه انتظاري دارند؟! آيا مثل قوم بني اسرائيل ميگويند: امام زمان عليه السلام بيايد و با خدايش تمامي اين مشكلات را برطرف كند، بعد ما ميآييم؟! – يا ميگويند: ما همين جا سر سجاده نشسته و مرتب وِرد و اورادي را به نام "دعا" ميخوانيم، تا شايد خداوند متعال، تمامي قوانين حاكم بر خلقت (تكوين) و هدايت (تشريع) را به خاطر اورادِ ما بر هم زند، معجزه شود و همه چيز تغيير يابد؟!
« ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » (الأنفال، 53)
ترجمه: اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمىدهد، مگر آنكه آنان آنچه را [در دل دارند و عمل دارند] تغيير دهند، و خدا شنواى داناست.