پیامبرخوبی ها درکلام صادق آل محمد

پیامبر رحمت در کلام امام صادق (علیه السلام)

در طول تاریخ بشریت، کمتر انسانی وجود دارد که مانند پیامبراسلام تمام خصوصیات زندگی‌اش به طور واضح و روشن بیان و ثبت شده باشد.

خداوند متعال در قرآن کریم کتابی که خود حافظ اوست (1) و بدون‌ هیچ تغییری تا قیامت ‌باقی است با زیباترین عبارات و کامل‌ترین ‌بیانات، آن حضرت را معرفی نموده و با عالی‌ترین صفات ستوده است.

خداوند متعال می‌فرماید: «انک لعلی خلق عظیم» (2) ای پیامبر!

تو بر اخلاقی عظیم استوار هستی.

نیز می‌فرماید: «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سر سخت و در میان خود مهربانند.

محققان، تاریخ نویسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگی حضرت محمد(ص) سخن گفته اند.

اما ائمه علیهم السلام با نگاهی ژرف و دقیق سیمای آن شخصیت ‌بی‌نظیر و در یکتای عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفی زندگی،مبارزات و آموزه‌های آن حضرت پرداختند.

در این نوشتار بر آنیم تا گوشه‌هایی از زندگی و شخصیت حضرت محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشینیم.

 

تولد نور :

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسی فرمود: پیامبر اکرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگی نور خودش آفرید (4) نیز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اکرم(ص)فرمود: «ای محمد! قبل از این که آسمانها، زمین، عرش و دریا راخلق کنم. نور تو و علی را آفریدم...». (5)

ثقه الاسلام کلینی(ره) می‌نویسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت حضرت رسول اکرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامی پیامبر)بود. یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا می‌بینی آنچه را من‌می‌بینم؟

دیگری گفت: چه می‌بینی؟ او گفت: این نور ساطع که ما بین مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همین حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به آنها گفت:

چرا در شگفتید؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به او گفت: می‌خواهی بشارتی به تو بدهم؟ او گفت: آری. ابو طالب گفت: از تو فرزندی به وجود خواهد آمد که وصی این نوزاد، خواهد بود (6

نام‌های پیامبر:

کلبی، از نسب شناسان بزرگ عرب می‌گوید: امام صادق(ع) از من‌پرسید: در قرآن چند نام از نام‌های پیامبر خاتم(ص) ذکر شده است؟ گفتم: دو یا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‌های پیامبر اکرم در قرآن آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، یس، نون، مزمل، مدثر، رسول و ذکر.

سپس آن حضرت برای هر اسمی آیه‌ای تلاوت فرمود. نیز فرمود:

«ذکر» یکی از نام‌های محمد(ص) است و ما (اهل‌بیت) «اهل ذکر»هستیم. کلبی! هر چه می‌خواهی از ما سؤال کن.

کلبی می‌گوید: از ابهت صادق آل محمد(ع) » به خدا سوگند! تمام قرآن را فراموش کردم و یک حرف به یادم نیامد تا سؤال کنم. (7) برخی چهارصد نام و لقب پیامبر(ص) که در قرآن آمده است، را برشمرده اند. (8

عظمت نام محمد(ص) :

جلوه نام محمد(ص) برای امام صادق(ع) به گونه‌ای بود که هر گاه نام مبارک حضرت محمد(ص) به میان می آمد، عظمت و کمال رسول خدا(ص) چنان در وی تأثیر می گذاشت، که رنگ چهره اش گاهی سبز وگاهی زرد میشد، به طوری که آن حضرت در آن حال، برای دوستان نیزنا آشنا می نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهی بعد از شنیدن نام پیامبر(ص) میفرمود: جانم به فدایش. ابا هارون می‌گوید: روزی به حضور امام صادق(ع) شرفیاب شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزی است که تو را ندیده ام.

عرض کردم: خداوند متعال به من پسری عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را برای تو مبارک گرداند چه نامی برای او انتخاب‌کرده‌ای؟ گفتم: او را محمد نامیده ام.

امام صادق(ع) تا نام محمد را شنید (به احترام آن حضرت) صورت‌مبارکش را به طرف زمین خم کرد، نزدیک بود گونه‌های مبارکش به‌زمین بخورد.

آن حضرت زیرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جمیع اهل زمین فدای رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! کتک نزن! بدی به او نرسان! بدان! در روی زمین‌خانه‌ای نیست که در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر این که آنخانه در تمام ایام مبارک خواهد بود. (10)

سیمای محمد(ص)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائی اش، «هند بن ابی هاله» (11) که در توصیف چهره پیامبر(ص) مهارت داشت، در خواست نمود تا سیمای دل آرای خاتم پیامبران(ص) را برای وی توصیف ‌نماید. هند بن ابی هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در دیده ها با عظمت می نمود، در سینه ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مویش نه پیچیده و نه افتاده، رنگش سفید و روشن، پیشانیش گشاده،ابروانش پرمو و کمانی و از هم گشاده، در وسط بینی برآمدگی داشت، ریشش انبوه، سیاهی چشمش شدید، گونه‌هایش نرم و کمگوشت.دندان‌هایش باریک و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه رفتن با وقار حرکت می‌کرد. وقتی به چیزی توجه می‌کرد به طور عمیقبه آن می‌نگریست، به مردم خیره نمیشد، به هر کس می‌رسید سلام ‌می‌کرد، همواره هادی و راهنمای مردم بود.

برای از دست دادن امور دنیایی خشمگین نمیشد. برای خدا چنان غضب‌ می نمود که کسی او را نمیشناخت. اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود،برترین مردم نزد وی کسی بود که، بیشتر مواسات و احسان و یاریمردم نماید...» (12)

سعدی با الهام از روایات، در اشعار زیبایی آن حضرت را چنین‌ توصیف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید به اعتدال محمد قدر فلک را کمال ومنزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمد وعده دیدار هر کسی به قیامت لیله اسری شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسی وعیسی آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گیتی مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس بو که قبولش کند بلال محمد شمس و قمر در زمین حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد پیش دو ابروی چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب دید جمالش خواب نمی‌گیرد از خیال محمد سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد (13

حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت ها و اخلاق نبوت سرشته شده بود. اوصاف خویشتن داری‌های رسالت بر او مهر شده بود تا آنگاه که مقدرات و قضا و قدر الهی عمر او را به پایان رسانید وحکم حتمی پروردگار او را به سرانجامش منتهی ساخت.

اوصاف پیامبر در تورات و انجیل

خداوند متعال در وصف پیامبر(ص) فرمود:«الذین أتینهم الکتب‌یعرفونه کما یعرفون ابناءهم و ان فریقا منهم لیکتمون الحق و هم‌یعلمون» (14)

کسانی که کتاب آسمانی به آنان دادیم، او را همچون فرزندان خودمیشناسند (ولی) جمعی از آنان، حق را آگاهانه کتمان می‌کنند.

امام صادق(ع) فرمود:«یعرفونه کما یعرفون ابناءهم» زیراخداوند متعال در تورات و انجیل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنین توصیف نمود:«محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم...»

محمد(ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. پیوسته آن‌ها را در حال‌رکوع و سجود می‌بینی، در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را طلبند. نشانه آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است. این،توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است... . (15)

امام صادق(ع) فرمود: این، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات و انجیل است. زمانی که خداوند پیامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث نمود اهل کتاب (یهود و نصاری) او را شناختند اما نسبتبه او کفر ورزیدند، همان گونه که خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهما عرجوا کفروا به» (16) هنگامی که این پیامبر نزد آن‌ها آمد که(از قبل) او را شناخته بودند، به او کافر شدند. (17)

خداوند متعال در قرآن کریم، در وصف پیامبر(ص) می‌فرماید: «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» (18) ما تو را جز برای رحمت جهانیان ‌نفرستادیم. قرآن نیز می‌فرماید: اشداء علی الکفار رحماءبینهم...»،

در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. این دو چگونه با هم جمع می‌شوند؟

توجه به این آیه برای طرفداری اندیشه تسامح و تساهل ضروری است.

آیا ممکن است کامل‌ترین انسان، که با کامل‌ترین کتاب آسمانی برای‌ هدایت تمام جهانیان مبعوث گردیده است در مقابل دشمنان دین هیچ عکس العملی جز مهربانی نداشته باشد؟!

برای اداره جامعه دینی و بقای آن باید در مقابل دشمنان دین ‌ایستاد شدت عمل نسبت به کافران و مبارزه با آن‌ها برای از بین بردن موانع هدایت عین رحمت است

 

برترین مخلوق

حسین بن عبدالله می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا رسول خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، او سرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هیچ مخلوقی را بهتر از محمد(ص) نیافرید (19)

امام صادق(ع) در حدیث دیگری فرمود: چون رسول خدا(ص) را به معراج بردند جبرئیل تا مکانی با وی همراه بود و از آن به بعد او را همراهی نمی‌کرد. پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل، در چنین حالی مرا تنها می‌گذاری؟! جبرئیل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جایی قدم گذاشته‌ای که هیچ بشری قدم نگذاشته و بیش از تو بشری به آنجا راه نیافته است (20)

معمر بن راشد می‌گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: یک نفر یهودی خدمت رسول خدا(ص) رسید و به دقت او را نگریست

پیامبر اکرم(ص) فرمود: ای یهودی! چه حاجتی داری؟ یهودی گفت:

آیا تو برتری یا موسی بن عمران آن پیامبری که خدا با او تکلم‌کرد و تورات و انجیل را بر او نازل نمود، و به وسیله عصایش‌دریا را برای او شکافت و به وسیله ابر بر او سایه افکند؟

پیامبر(ص) فرمود: خوش آیند نیست که بنده خود ستایی کند ولکن(در جوابت) می‌گویم که حضرت آدم(ع) وقتی خواست از خطای خود توبه‌کند، گفت: «اللهمانی اسالک به حق محمد و آل محمد لما غفرت لی»،خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو می‌خواهم که مرا عفو نمایی.

خداوند نیز توبه‌اش را پذیرفت. حضرت نوح(ع) وقتی از غرق شدن در دریا ترسید گفت «اللهم انی اسالک به حق محمد و آل محمد لما انجیتنی من الغرق» ؛  خدایا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‌می‌کنم. مرا از غرق شدن نجات بدهی. خداوند نیز او را نجات داد.

حضرت ابراهیم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انی اسالک به حق محمد و آل محمد لما انجیتنی منها» ؛  خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو می‌خواهم که مرا از آتش نجات دهی. خداوند نیز آتش را برای او سرد و گوارا نمود.

حضرت موسی(ع) وقتی عصایش را به زمین انداخت و در خود احساس ترس نمود گفت: «اللهم انی اسالک به حق محمد و آل محمد لما امنتنی»خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست می‌نمایم که مرا ایمن گردانی. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انک انت‌ الاعلی» (21) نترس. مسلما تو برتری.

ای یهودی، اگر موسی(ع) امروز حضور داشت و مرا درک می‌کرد و به من و نبوت من ایمان نمی‌آورد. ایمان و نبوتش هیچ نفعی به حال اونداشت.

ای یهودی! از ذریه من شخصی ظهور خواهد کرد به نام مهدی(ع) که زمان خروجش عیسی بن مریم برای یاری او فرود می‌آید و پشت سر او نماز می‌خواند. (22

 

سیاستمداری پیامبر(ص)

در عرف جهانی امروز «سیاست» را به معنای نیرنگ و دروغ برای‌کسب قدرت و سلطه بر مردم تعریف می‌کنند، اما «سیاست» در لغت،به معنای «اداره کردن امور مملکت و حکومت کردن است». خداوند متعال پیامبر خاتم(ص) جانشینان بر حق او، ائمه معصومین را از بهترین سیاستمداران شمرده است در زیارت جامعه، در وصف ائمه ‌علیهم السلام که پرورش یافتگان مکتب نبوتند، آمده است: «وساسه العباد».

فضیل بن یسار می‌گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که به بعضی از اصحاب قیس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پیغمبرش را تربیت کرد و نیکو تربیت فرمود. چون تربیت او را تکمیل نمود، فرمود:

«انک لعلی خلق عظیم» تو بر اخلاق عظیمی استواری. سپس امر دین و امت را به او واگذار نمود تا سیاست و اداره بندگانش را به عهده بگیرد، سپس فرمود: «ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا برای شما آورد، بگیرید،(و اجرا کنید) و از آنچه نهی کرد، خود داری نمایید. رسول خدا(ص) استوار، موفق و موید به روح القدس بود و نسبت به سیاست و تدبیر خلق هیچ گونه لغزش و خطایی نداشت و به آداب خدا تربیت شده بود،... . (24)

 

زهد و وارستگی

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت به دنیا و لذایذ زودگذر آن میلی نشان نداد و به آن، توجهی نکرد. آن حضرت برای هدایت مردم و رساندن آنها به سعادت دنیا و آخرت وارد عرصه سیاست شد.

امام صادق(ع) می‌فرماید: روزی رسول خدا(ص) در حالی که محزون بود، از منزل خارج شد فرشته‌ای بر او نازل شد، در حالی که کلیدگنج‌های زمین را به همراه داشت. فرشته گفت: ای محمد(ص)، این‌کلیدهای گنج‌های زمین است. پروردگارت می‌فرماید: این کلیدها رابگیر و در گنج‌های زمین را باز کن و آنچه می‌خواهی از آن استفاده نما. بدون این که نزد من ذره‌ای از آن‌ها کم شود.

پیامبر(ص) فرمود: دنیا خانه کسی است که خانه (واقعی) ندارد. کسانی دور آن جمع می‌شوند که عقل ندارند.

محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت: در خاندان شرافت اقامت گزید، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیان‌کردند و حکمیان در وصفش اندیشه نمودند، او پاکدامنی بی نظیر،هاشمی نسبی بی مانند و بی مانندی از اهل مکه بود. حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت‌ها و اخلاق نبوت سرشته شده بود.

فرشته گفت: به آن خدایی که تو را به حق مبعوث نمود! وقتی درآسمان چهارم کلیدها را تحویل می‌گرفتم، همین سخن را از فرشته دیگری شنیدم. (25)

ابن سنان می‌گوید: امام صادق(ع) فرمود: مردی نزد پیامبر(ص) آمد،در حالی که آن حضرت روی حصیری نشسته بود که زبری آن بر بدن آن حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشی از لیف خرما تکیه نموده بود،که بر گونه‌های گلگونه‌اش نفوذ کرده بود. آن مرد در حالی که‌ جاهای اثر کرده را مسح می‌نمود، گفت: کسری و قیصر (پادشاهان ‌ایران و روم) هرگز چنین راضی نمی‌شوند و بر حریر و دیبا می خوابند و تو (که سرور مخلوقات خدایی) بر این حصیر!

پیامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‌ها برتر و گرامی‌تر هستم. من‌کجا و دنیا کجا! مثال زورگذر بودن دنیا، مثال شخصی است که بردرختی سایه دار عبور می‌کند، لحظه‌هایی از سایه درخت استفاده‌ می‌کند و وقتی سایه تمام شد، از آن جا کوچ می‌کند و درخت را رها می‌کند. (26)

هیچ زمینه‌ای از زندگی پیامبر(ص) نیست، مگر این که امام صادق(ع)در آن زمینه سخنانی با ارزش دارد.

به عنوان حسن ختام، به ذکر خطبه‌ای از آن حضرت در توصیف‌پیامبر(ص) اکتفا می‌کنیم.

 

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

برد باری، وقار و مهربانی خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و کارهایزشت مردم مانع نشود که دوست‌ترین و شریف‌ترین پیغمبرانش، یعنی محمد بن عبدالله(ص) را برای مردم بر گزیند.

محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت: در خاندان شرافت اقامت گزید، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیان‌کردند و حکمیان در وصفش اندیشه نمودند، او پاکدامنی بی نظیر،هاشمی نسبی بی مانند و بی مانندی از اهل مکه بود. حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت‌ها و اخلاق نبوت سرشته شده بود. اوصاف خویشتن داری‌های رسالت بر او مهر شده بود تا آنگاه که مقدرات و قضا و قدر الهی عمر او را به پایان رسانید وحکم حتمی پروردگار او را به سرانجامش منتهی ساخت. هر امتی، امت پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدری او را به پدر دیگر تحویل داداصل و نسبش به ناپاکی آمیخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع ‌پلید نگشت. ولادتش در بهترین طایفه، گرامی‌ترین نواده (بنیه‌اشم)، شریف‌ترین قبیله (فاطمه مخزومیه) و محفوظ‌ترین شکم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترین دامن بود.

خدا او را برگزید، پسندید و انتخاب کرد سپس کلیدهای دانش و سرچشمه‌های حکمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت بربندگان و بهار جهانیان باشد.

خداوند کتابی را بر او نازل کرد، که بیان و توضیح هر چیزی درآن است و آن را به لغت عربی، بدون هیچ انحرافی قرار داد، به‌امید این که مردم پرهیزکار شوند. آن را برای مردم بیان کرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دینش را آشکار ساخت و واجباتی را لازم شمرد و حدودی را برای مردم وضع نمود و بیان کرد. آنهارا برای مردم آشکار نمود و آن‌ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن امور، راهنمایی به سوی نجات و نشانه‌های هدایتبه سوی خدا می باشد.

رسول خدا(ص) رسالتش را تبلیغ کرد، ماموریتش را آشکار ساخت،بارهای سنگین نبوت را که به عهده گرفته بود، به منزل رسانید وبه خاطر پرورگارش صبر کرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‌ها و انگیزه‌هایی که برای مردم پی ریزی نمود و مناره‌هایی که نشانه‌های آن را بر افراشت، برای امتش خیر خواهی کرد، وآنها را به سوی نجات و رستگاری فرا خواند و به یاد خدا تشویق وبه راه هدایت دلالت کرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت نسبت به مردم دلسوز و مهربان بود.(27)

________________________________________

پی نوشت ها:

1- حجر، آیه9. «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»

2- قلم، آیه 4.

3- فتح، آیه29.

4- مصباح الشریعه، ترجمه زین العابدین کاظمی، ص126.«خلقنی الله من صفوه نوره...»

5- جلاء العیون. ص 11.

6- همان، ص36.

7- بحار الانوار، ج16، ص101.

8- مناقب، ج 1، ص 150.

9- سفینه البحار، ج 1، ص433.

10- بحار الانوار، ج17، ص 30،

11- هند بن ابی هاله، فرزند حضرت خدیجه(س) از شوهر قبلی‌اش بودکه در خانه پیامبر اسلام رشد و نمو نمود.

12- بحار الانوار، ج16، ص 147148.

13- کلیات سعدی، فصل طیبات، ص533 532.

14- بقره، آیه146.

15- فتح، آیه29.

16- بقره، آیه89.

17- تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 138 و ج 5، ص77.

18- انبیاء، آیه107.

19- اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج 2، ص 325.

20- همان، ص 321.

21- طه، آیه 68.

22- بحار الانوار، ج16، ص366. به نقل از جامع الاخبار،ص 98.

23- حشر، آیه7.

24-اصول کافی،ج 2 ص 5 و 6.

25-بحارالانوار،ج 16 ص 266.

26-بحارالانوار،ج 16 ص 282 و 283.

27-اصول کافی ج 2 332 و 333.

اعمال و مناسبت‌های ربیع‌الاول/ رخدادهای سومین ماه قمری

  

فضیلت‌های ماه شادی و جشن و سرور؛

اعمال و مناسبت‌های ربیع‌الاول/ رخدادهای سومین ماه قمری

ماه ربیع‌الاول آمیخته با خاطره غم‌انگیزی چون شهادت امام حسن عسکری(ع) و مطابق روایت معروف، ماه میلاد مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) و حضرت صادق(ع)، هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه، آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه(عج) و ماه رخداد واقعه عظیم «لیلة‌المبیت» است. اين ماه مانند نامش بهار ماه هاي دوازده گانه است؛ چون ولادت رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم در اين ماه اتّفاق افتاده است.

در این ماه آثار رحمت خداوند هویداست و ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است، زیرا میلاد رسول خدا (ص) در این ماه است و سزاوار است که همه علاقه‌مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامی بدارند

ماه ربیع‌الاول آمیخته با خاطره غم‌انگیزی چون شهادت امام حسن عسکری(ع) و مطابق روایت معروف، ماه میلاد مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) و حضرت صادق(ع)، هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه، آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه(عج) و ماه رخداد واقعه عظیم «لیلة‌المبیت» است.

اعمال و وقایع رخ داده در ماه ربیع‌الاول به عنوان سومین ماه قمری، به شرح زیر است:

اعمال مشترک اول هر ماه

دعای هنگام رؤیت هلال، خواندن سوره حمد، نماز اول ماه و روزه گرفتن، اعمال مشترک اول هر ماه قمری هستند که می‌توانید برای مشاهده شرح و کیفیت انجام آنها به نشانی اینترنتی زیر مراجعه کنید:

اعمال مختص این ماه

روز اوّل

علما گفته‌اند مستحب است، به شکرانه هجرت موفّقیت‌آمیز رسول خدا(ص) این روز را روزه بگیرند و صدقه و انفاق و احسان نمایند، و همچنین زیارت آن بزرگوار، در این روز مناسب است.

مرحوم «سیّد بن طاووس»، دعایی را برای این روز در کتاب اقبال نقل کرده است.

روز دوازدهم

در این روز دو رکعت نماز مستحب است که در رکعت اوّل بعد از حمد، سه مرتبه سوره «قل یا ایّها الکافرون» و در رکعت دوم بعد از حمد، سه مرتبه سوره «توحید» خوانده شود.

روز هفدهم

این روز مطابق نظر مشهور علمای امامیّه، روز ولادت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و همچنین میلاد امام صادق(علیه السلام)است و روز بسیار مبارکی و دارای اعمالی است:

1) غسل؛ به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.

2) روزه؛ که برای آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتی از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: کسی که این روز را روزه بدارد، خداوند برای او ثواب روزه یکسال را مقرّر می‌فرماید.

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مؤمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.

4) زیارت رسول خدا(ص) از دور و نزدیک؛ در روایتی از آن حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زیارت کند مانند کسی است که به هنگام حیاتم به سوی من هجرت کرده باشد، اگر نمی‌توانید مرا از نزدیک زیارت کنید، از همان راه دور به سوی من سلام بفرستید (که به من می‌رسد).

5) زیارت امیرمؤمنان، علی(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتی که امام صادق(علیه السلام) در چنین روزی کنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وی را زیارت کرد. برای خواندن این زیات به آدرس زیر مراجعه شود.

6) تکریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تکریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبیّ اکرم(صلی الله علیه وآله) سفارش بسیار کرده است.

بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایی جشن‌ها و تشکیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبیّ مکرّم اسلام(ص)، سیره و تاریخ زندگی او آشنا شوند و از آن، برای ساختن جامعه‌ای اسلامی و محمّدی بهره کامل گیرند.

رخدادهای این ماه

شب اوّل

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخی واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(ص) از مکّه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان علی(ع) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(ص) خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(ص) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که رسول خدا(ص) در بسترش آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهای برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بکشند، علی(ع) را دیدند که از آن بستر برخاست! بدین سان، رسول خدا(ص) در فرصتی مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و علی(ع) نیز با این فداکاری، عشق و علاقه و برادری خود را نسبت به رسول خدا(ص)نشان داد؛ این در حالی بود که هر زمان ممکن بود کسی را که در بستر خوابیده به قتل برسانند.

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ; بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حقّ آن حضرت نازل شد.

سال هجرت رسول خدا(ص) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلی عظیم در جهان اسلام روی داد.

روز هشتم

در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) طبق روایتی واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن عجّل الله تعالی فرجه الشریف آغاز شد.

روز دهم

روز ازدواج رسول خدا(ص) با حضرت خدیجه کبری(علیها السلام) است در حالی که رسول خدا(ص) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزاری مستحب شمرده شده است.

روز دوازدهم

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینی و مسعودی و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبیّ مکرّم اسلام(ص)است.

همچنین در این روز، رسول خدا(ص) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید. و نیز روز انقراض دولت بنی‌مروان در سال 132 است.

روز چهاردهم

در سال 64 در چنین روزی، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.

وی پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمی بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابی عبداللّه الحسین(ع) و یارانش می‌باشد - در سنّ 37 سالگی در منطقه «حوران» زندگی ننگینش به پایان رسید؛ جنازه‌اش را در دمشق دفن کردند؛ ولی اکنون اثری از او نیست.

شب هفدهم

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(ص) است و شب بسیار مبارکی است.

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(ص)، در چنین شبی معراج آن حضرت صورت گرفت.

روز هفدهم

همان گونه که گفتیم مشهور میان علمای امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(ص) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است. (عام الفیل سالی است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولی همگی نابود شدند).

همچنین در چنین روزی در سال 83 هجری قمری، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم‌انگیز و اندوه‌بار شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام)است، ولی از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی اسلام(ص) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(ع) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادی و جشن و سُرور است.

از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(ص) که سرچشمه دگرگونیِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة‌المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز می‌باشد؛ در مجموع از ماه‌های بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامی بدارند.

 "

به بهانه شهادت عالم آل محمدامام مهربانی ها


          دوران امامت علی بن موسی

          امام رضا در یازده ذی قعده سال 148 هجری به دنیا آمد . مادرش نجمه یا تکتم نام داشت (بعد ازتولد امام رضا ازطرف امام کاظم طاهره نامیده شد)،کنیه اش ابوالحسن واز القاب وی رضی ، وفی ، صدیق و فاضل و مشهورترین لقبش نیز رضاست ،35 سال از حیات ان حضرت در ایام امامت پدرش گذشت

          مدت بیست سال نیز دوران امامت وی بود . ،از جمله نصوص و دلایل امامت ان حضرت وصیت امام کاظم به عده ای از یارانش برجانشینی فرزند خود علی بن موسی است . امام موسی بن جعفر در میان علویان و یارانشان فرمود : شاهد باشید که این فرزندم وصی و متصدی امر امامت وجانشین من می باشد .

          علی بن موسی بزرگترین برگزیده ترین و محبوب ترین فرزند موسی بن جعفر بود

          ب.شخصیت علمی و مقام شامخ ملکوتی زهد واخلاق علی بن موسی سبب شد شیعیان امامت آن حضرت را مشتاقانه بپذیرند،شخصیت علمی ومقام شامخ امام ویژه بود وملقب با عالم آل محمد بودجلالت علمی آن حضرت به گونه ای شهره آفاق گردیده بود که علما و دانشمندان نیشابور از وی خواستند برای آنان روایتی نقل کند واو حدیث سلسله الذهب را از طریق اجدادشان از رسول الله از قول خداوند روایت کرد :

          کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی : کلمه ی توحید دژمن است هرکس در آن وارد شود از عذابم در امان خواهد بود.

          اما هنگامی که مرکب آن حضرت حرکت کرد در ادامه فرمود :

          بشروطها و انا من شروطها : کلمه توحید شروطی دارد و من یکی از این شروط هستم

          بدین ترتیب امام رضا این مسئله مهم را برای مردم تعیین کرد که توحید با امامت برگزیدگان خداوند که خلیفه الله و معدن اسرار الهی هستند در پیوند است چرا که تجلی اسما و صفات خدا در وجود امام شایسته است و از سویی وحدت کلمه و اتحاد مسلمانان نیز در کلمه توحید و امامت می باشد .

          درحقیقت امام شرط رهایی ازعذاب الهی را توحید،وشرط توحید را قبول ولایت و امامت می دانند

          شیعیان پس از شهادت امام موسی بن جعفر (ع) به پنج گروه تقسیم شدند که مشهورترین این گروه ها قطعیّه و واقفیِه هستند :

          یک . قطعیّه : بسیاری از شیعیان ، رحلت موسی بن جعفر(ع) و پیشوایی علی بن موسی (ع) را پذیرفتند و به همین رو قطعیه نامیده شدند .

          دو . فرقه ی واقفیّه : گروه اقلیتی از شیعیان به انکار امامت علی بن موسی (ع) پرداختند . این گروه به دلیل دنیاطلبی و انحراف فکری قبلی ، بر امامت موسی بن جعفر (ع) توقف کردند و اعتقاد به مهدویت امام کاظم (ع) را مطرح نمودند و گفتند : « وی نمرده و در غیبت می باشد و قیام خواهد کرد .» برخی از اینان می گفتند :اگر چه امام موسی بن جعفر (ع) مرده ، ولی بار دیگر باز گردد و قیام کند و گیتی ستم و بیداد  گرفته را پر از داد کند(امام باید جانشین داشته باشد ،امام رضا دیر صاحب فرزند شد اوردن قیافه شناس)

          اینان را به جهت توقف بر امامت آن حضرت واقفیه می نامند . از جمله ی آنان ، حیان سراج ، وکیل موسی بن جعفر (ع) به همراهی وکیل دیگری در کوفه بودند . آن ها هم چنین از فرصت محبوس شدن آن حضرت سوء استفاده کرده ، سی هزار دینار صدقاتی را که نزد آنان جمع شده بود ، تصرف نمودند و با این مبلغ خانه و غلات خریدند و عقد معاملاتی بستند . هنگامی که خبر شهادت حضرت به آنان رسید ، آن را انکار نمودند و شایع کردند امام کاظم (ع) نمرده ؛ زیرا او قائم آل محمد (ص) است . یکی دیگر از اینان محمد بن بشیر بود که امام کاظم (ع) را خدا می دانست و ادعای پیامبری می کرد و با فن شعبده بازی بسیاری را گمراه نمود

          اوضاع سیاسی عصر امامت علی بن موسی

          ده سال از دوران امامت علی بن موسی در روزگار خلافت هارون گذشت هارون پس از شهادت موسی بن جعفر در مسیر خلافت خود به ویژه در خراسان بامشکلاتی روبه رو شد ،

          1- عزل برامکه کارها را مختل کرد2- شورش بزرگ خوارج در سیستان به رهبری حمزه آذرک

          3-شورش مردم خراسان علیه ظلم و ستم والی هارون به رهبری رافع بن لیث اوضاع خراسان را برهم ریخت

          از این روی هارون ناگزیر شد خود برای آرام کردن اوضاع به خراسان رود که در همین سفر نیز در سال 193 هجری مرد . با مرگ هارون پسرش امین در بغداد به خلافت نشست و برخلاف وصیت هارون نام پسرش رابه عنوان ولی عهد وارد خطبه کرد بدین ترتیب جنگ میان امین ومامون درگرفت سردار مامون طاهربن حسین مشهور به ذوالیمینین به بغداد لشکر کشید وامین را در سال 197 هجری به قتل رسانید .

          درگیری های داخلی عباسیان ظلم وستم والیان و مختل شدن اوضاع سرزمین های اسلامی سبب شکل گیری قیام های علویان گردید طی سیزده سال دوره آشفتگی امام رضا در مدینه به کار هدایت وارشاد شیعیان مشغول بود.

          قیام های علویان:

          1-قیام محمد بن ابراهیم ابن طبا طبا 2-قیام ابراهیم بن موسی بن جعفر3-قیام محمد بن جعفر صادق

          4-قیام زید بن موسی بن جعفر

          -قیام محمدبن ابراهیم ابن طباطبا :

          وی به همراهی سریّ بن منصور( ابوالسّرایا ) و یارانشان بر سر مزار اما حسین پیمان بستند تا برای انتقام

          خون ایشان و میراث پدرش و برپا داشتن دین خدا قیام کنند . آنان به کوفه رفتند مردم کوفه و شیعیان از

          آنان طرفداری کردند وقیام آن ها به سال 199 هجری فراگیر گشت و دامنه آن به بصره ،اهواز ، یمن ومکه کشیده شد .  بدین ترتیب کارگزاران ابن طباطبا به اداره این مناطق پرداختند سرانجام دریکی از پیکارها میان نیروهای عباسی وهواداران ابن طباطبا ، رهبر قیام مجروح وکشته شد

          از این رو فرمانده نظامی قیام ، نوجوانی از علویان را که نواده زید شهید بود به جای وی انتخاب کرد .

           درگیری های پی در پی میان نیروهای مامون و ابوالسرایا ، با شکست مامون همراه بود .(10 ماه طول کشید نزدیک  به 200هزار ازسپاه مامون کشته شدن) در این هنگام هرثمه فرمانده عباسی به نیرنگ متوسل شد و کوفی ها را از همراهی با ابوالسرایا بازداشت و بدین رو قیام وی خاتمه یافت . علوی نوجوان نیز دستگیر و به نزد مامون به خراسان فرستاده شد و به دستور خلیفه پس از مدتی او را مسموم کردند .

          قیام زید بن موسی بن جعفر (ع) : وی در سال 199 هجری از سوی ابن طباطبا به حکومت خوزستان و اهواز منصوب شد و پس از مدتی بر بصره دست یافت و دستور داد خانه های بنی عباس را بسوزانند ، به همین سبب به زیدالنار مشهور شد .

          پس از چندی نیز نیروهای عباسی او را دستگیر کردند و نزد مامون فرستادند . این قیام ها مشکلات بسیاری برای دولت عباسی به وجود آورد و مامون را در تنگنای سختی قرار داد . مامون تنها راه حل این مشکلات رانظارت برعلویان می دانست وی چاره ای اندیشید که اگر بزرگ و آقای علویان را به نزد خود آورد ، می تواند این قیام ها را کنترل کند و مشروعیت حکومت خود را تثبیت کند ،وپس از آرامش اوضاع نیز او را به قتل رساند ،خلیفه پس از مشورت با وزیر ایرانی خود فضل بن سهل سرخسی ، راه حل وی را مبنی بر ولایت عهدی امام رضا (ع) برای از میان برداشتن مشکلات خلافت پذیرفت

          ولایت عهدی امام رضا :

          ماموران خلیفه عباسی دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند

           در اواخر سال 200 هجری امام رضا را از طریق بصره خرمشهر ، بهبهان ، فارس ، ابرقو ، طبس ، نیشابور و سرخس به مرو بردند . مامون ابتدا نیرنگ زد و واگذاری خلافت را به وی پیشنهاد کرد اما آن حضرت فرمود :

           اگرخلافت به شما تعلق دارد و خداوند آن منصب را مخصوص شما قرار داده جایز نیست لباسی را که خداوند برشما پوشانده از تن بیرون آوری و به دیگران بپوشانی و اگرخلافت متعلق به شما نیست حق نداری چیزی را که مال تو نیست به دیگری واگذار کنی .

          مامون سپس پیشنهاد ولایت عهدی را داد، اما حضرت نپذیرفت مامون به خشم آمد و امام را تهدید نمود که اگر امتناع کنید شما را وادار خواهم کرد و اگر باز هم خودداری کنید شما راخواهم کشت به همین سبب آن حضرت به ناچار شد ولایت عهدی را بپذیرد و فرمود : خداوند مرا از اینکه با دست خویش خود را به هلاکت افکنم بازداشته است اگر این کار بر این منوال باشد ولایت عهدی را به شرایطی می پذیرم . مامون گفت : بنویسید : آن حضرت نیز چنین نوشت : من ولایت عهدی را به شرطی می پذیرم که هیچ امری ونهی نکنم هیچ قضاوتی ننمایم ، هیچ چیز را تغییر ندهم کسی را به کاری نگمارم کسی را عزل نکنم و رسومی را که معمول است نقض نکنم و مرا از این امور معاف داری .

          پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند

          و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی.

          دلایل انتخاب مامون

          تبدیل صحنه مبارزات تندانقلابی شیعیان،به عرصه سیاسی آرام وبی خطر،  ازبین بردن ادعای شیعه برغاصبانه بودن عباسیان ومشروعیت دادن به انها   تبدیل کردن وجهه ی امام به وجهه ی غیرمردمی

               کسب وجهه وحیثیت معنوی درمیان مردم      تبدیل امام به توجیه گردستگاه خلافت

                قیام ها برضد خلافت، دلیل وتوجیه خود راازدست داده واز استقبال     مردم برخوردار نمی شد

               درصورت عدم پذیرش مسئولیت از طرف امام شیعیان وی را درمعرض سوال وانتقاد قرارمی دهند

          اقدامات امام برای خنثی کردن اهداف مامون

          امام برای خنثی سازی تفکرمامون اقدامات اساسی انجام داد  ابرازنارضایتی هنگام خروج از مدینه(حتی دستور عزاداری داد )  عدم پذیرش ولایت عهدی،تازمانی که مامون صریحا امام را به       قتل  تهدید کرد(که امام خود این مطلب را بازگو کرد)  عد م دخالت امام در امر خلافت    بهره برداری از این ماجرا  (کنار گذاشتن تقیه بیان عقاید شیعه درمناظره ها..)    درمنابری که 90سال به ائمه دشنام داده می شد،منقبت آنها بطور گسترده گفته شد    استفاده ازهر فرصتی برای ارتباط با مردم    حمایت از بزرگان جریان شیعه

          تاثیر حضور امام رضا درایران

          حضورامام رضا(ع) درجلسه های مناظره با ادیان مختلف واِقرار جریانهای فکری مختلف به اعلمیت امام باعث رشد فکری ودینی مردم خراسان شد

          ازطرفی فعالیت های امام بصورت تشکیل حوزه علمی در منزل خود و مسجد مرو باعث حضور چشمگیر شیعیان شد

          ازتاثیر مهم دیگر امام درخراسان ،رشد وگسترش تشیع دراین منطقه بود خصوصا مهاجرت امام زادگان به این منطقه

          باید توجه داشت هجرت امام به ایران کاملا آگاهانه بود وامام از تاثیر هجرتشان اطلاع داشت

          امام با آمدن به ایران مرزجغرافیایی شیعه را جا به جا کردن وشیعه دارای کانون جغرافیایی شد، که برای بقای اجتماعی احتیاج داشت

          هجرت امامزادگان باعث شد ،جامعه شیعه وفرهنگ شیعه گرد امامزادگان شکل گیرد وهویت آنها متاثر ازامامزادهاست (نظریه جامعه شناسان)

          ما مشاهده می کنیم دردورترین روستاها امامزادگان اصل واساس دین مردم آن منطقه می باشند وشاید اگراینان نبودند تاریخ دینداری مردم عوض می شد.

          شهادت امام:

          مامون پس از آنکه به اهداف خود رسید در حالی که عازم بغداد بوددر سرخس فضل بن سهل وزیر خود را کشت و سپس در سناباد طوس در بیست ونهم صفر سال 203 هجری امام رضا را مسموم ساخت سپس دستور داد جنازه آن حضرت را در قریه نوقان پیش روی قبر هارون دفن کنند.

          هنگامی که خبر شهادت امام رضا (ع) در خراسان و دیگر شهرها پیچید ، علویان و سادات متواری و پراکنده شدند و یا در خفا به زندگی خود ادامه دادند و یا گرفتار کارگزاران مامون شدند .

          از جمله ی آنان احمد بن موسی بود که قتلغ خان با وی جنگید و او را به شهادت رساند . مقبره های محمد بن موسی بن جعفر (ع) و علی بن حمزة بن موسی بن جعفر (ع) در شیراز ، زیارتگاه هستند . هارون برادر دیگر امام رضا (ع) به کاشان آمد و در این شهر از دنیا رفت . « شهادت گاه و آرامگاه فرزندان امام موسی کاظم (ع) فضل و سلیمان نیز در آوه است . » در ری نیز مقبره حمزة بن موسی بن جعفر (ع) قرار دارد و زیارت گاه مردم است . این مقابر به مرور زمان مورد توجه شیعیان و دوستداران اهل بیت قرار گرفت و در گسترش فرهنگ تشیع در این مرز و بوم موثر افتاد

          میراث فرهنگی امام رضا علیه السلام:

          آن حضرت طی هجده سال دوران امامت خود در مدینه و دو سال در ایران با کوشش بسیار موفق شد شاگردان بسیاری تربیت کند که در منابع تاریخی آنان را 318 نفر برشمرده اند. از شاگردان مشهور آن حضرت اینان اند: ابو عبدالله محمد خالق برقی قمی، حسن و حسین فرزندان سعید اهوازی، زکریا بن آدم بن عبدالله اشعری قمی، صفوان بن یحیی، احمدبن محمد بزنطی، عبدالله بن  مبارک نهاوندی و عبدالسلام بن صالح ابو صلت هروی.

          عبدالسلام بن صالح ابوصَلت هِرَوی:

          ازهمراهان امام از وی کتابی به نام وفات الرضا نقل شده،شیخ صدوق درعیون اخبارالرضا ،داستان شهادت امام رضا رااز وی نقل کرده استابا صلت ثقه وصحیح الحدیث دانسته اند

          آثار علمی امام رضا

          مسند امام رضا : دراین کتاب شرح حال امام و حدود 2 هزار و 435 حدیث رضوی از 32 کتاب جمع آوری شده ، ولی جامع احادیث رضوی نیست ، بلکه بیشتر آن راشامل می شد .این کتاب روایات صحیح ، موثق ، حسن ، ضعیف و متروک را در بردارد و بسیاری از آن ها با سند یا تمام سلسله سندذکر شده است

          فقه الرضا : کتابی است منسوب به امام رضا که گروهی از محققان این کتاب را با شرایع علی بن موسی بن بابویه قمی وکتاب التکلیف محمد بن علی شلمغانی یکی دانسته اند .

          مناظرات : بسیاری از گفتگوهای علمی ان حضرت با صاحبان ادیان و مذاهب گوناگون که شیخ صدوق در کتاب عیون اخبارالرضا گردآوری کرده است این مناظره ها در شکوفایی و رشد علوم دینی و عقلی در خراسان بسیار موثر افتاده و از آن پس این سرزمین به ویژه نیشابور از مراکز علمی جهان اسلام گردید.

          طب الرضا : رساله ای منسوب به امام رضا است که ایشان درباره بهداشت و صحت مزاج فواید غذاها و بدن انسان برای مامون نوشت