مختصری از زندگینامه دوازده امام علیه السلام
شناخت مختصري از زندگاني امام علي علیه السلام بخش هاي زندگاني علي(ع) حضرت علي درسيزده رجب سال سي عام الفيل در کعبه به دنيا امد.مادرش فاطمه بنت اسد وپدرش ابوطالب نام داشت.دربيستو يک رمضان سال چهل هجري در شهر کوفه شهيد شد.قبر مطهرش درنجف اشرف است. با توجه به اينکه علي(ع)ده سال پس از بعثت پيامبر ديده به جهان گشودو در حوادث تاريخ اسلام همواره در کنار پيامبر قرار داشت و پس ازدر گذشت ان حضرت نيزسي سال زندگي نمود.ميتوان مجموع عمر شصت و سه ساله ي او را به پنج بخش تقسيم نمود: از ولادت تا بعثت پيامبر اسلام. از بعثت تا هجرت پيامبر به مدينه. از هجرت تا درگذشت پيامبر اسلام از رحلت پيامبر اسلام تا اغازخلافت ان حضرت. دوران خلافت ان بزرگوار. از ولادت تا بعثت پيامبر: مقدار عمر امام در اين بخش ازده سال تجاوز نميکند زيرا زماني که علي(ع)ديده به جهان گشود.بيش از سي سال از عمر پيامبر نگذشته بود و پيامبر در چهل سالگي به رسالت مبعوث گرديد. بنا بر اين علي(ع) در موقع بعثت پيامبر بيش از ده سال نداشت در اغوش پيامبر. علي (ع) در اين دوره ي حساس شکل گيري شخصيت و دوره پذيرش تربيتي و روحي او بود.در خانه ي حضرت محمد(ص) وتحت تربيت او به سر برد. علي (ع) در غار حراء پيامبر پيش از انکه به رسالت مبعوث شود.سالي يک ماه در غار حراء به عبادت ميپرداخت و در اين مدت اگر تهي دستي نزد وي ميرفت به او طعام ميداد و وقتي ماه به پايان ميرسيدو ميخواست به خانه بر گردد.ابتدا به مسجد الحرام ميرفت و هفت بار يا هر قدمي که خدا ميخواست خانه ي خدا را طواف ميکرد وسپس به منزل خود باز ميگشت. قرائن نشان ميدهد که حضرت محمد با عنايت شديدي که نسبت به علي (ع) داشت او را در ان يک ماه همراه خود به غار حرا ميبرد وقتي فرشته ي وحي براي نخستين بار در همان غار بر خضرت محمد(ص)نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت.علي (ع) در کنار ان حضرت بود و ان روز از همان ماهي بود که حضرت محمد براي عبادت به کوه حراء ميرفت. علي (ع) در خطبه ي قاصعه در اين باره ميفر مايد: پيامبر هر سال در کوه حرا به عباذت مي پرداخت و جز من کسي او را نميديد..... هنگامي که وحي بر ان حضرت نازل شد. صداي ناله ي شيطان را شنيدم.به رسول خدا عرض کردم اين ناله چيست؟ غرمود اين ناله ي شيطان است وعلت ناله اش اين است که او از اينکه در روي زمين اطاعت شود.نا اميد گشته است.انچه را که من ميشنوم تو نيز ميشنوي وانچه را که ميبينم تو نيز ميبيني جز اينکه تو پيامبر نيستي.بلکه وزير(من) وبر خير ونيکي هستي.در هر حال روح علي(ع) و تربيت هاي پيامبر سبب شد که او در همان دوران کودکي با قلب حساس.ديده ي نافذ وگوش شنوا.چيز هاي را ببيند واصواتي را بشنود که براي مردم عادي ديدن وشنيدن انها ممکن نيست. از اما صادق(َع) روايت شده است که فرمودعلي پيش از رسالت پيامبر اسلام همره ان حضرت نور نبوت را ميديد وصداي فرشته را ميشيند.پيامبر به او فرمود: اگر من خاتم پيامبران نبودم.تو شايستگي مقام نبوت را داشتي ولي تو وصي و وارث من سرور اوصياء و پيشواي پرهيزکاران هستي)). از بعثت تا هجرت پيامبر اسلام اين بخش از زندگاني امام شامل يک سلسله خدمات و مجاهدات درخشان واقدامات بزرگ و بر جسته ي علي(ع)در راه پيشرفت اسلام ميباشد که در تاريخ اسلام نصيب کسي جز او نشده است نخستين کسي که اسلام اورد نخستسين افتخار علي (ع) در اين دوران پيشگام بودن وي در پذير فتن اسلام.و يا به عبارت صحيح تر .ابرازو اظهار اسلام ديرينه ي خويش است زيرا علي (ع)از کوچکي يکتا پرست بوده است وهرگز الوده به بت پرستي نبود تا اسلام او به معناي دست کشيدن ازبت پرستي باشد(در حالي که در مورد ساير ياران پيامبر چنين نبود) دلايل پيشگام بودن علي(ع) در اسلام دلايل وشواهد پيشگام بودن علي(ع) در متون اسلامي به قدري فراوان است که بيان همه ي انها از حد گنجايش اين وبلاگ خارج است ولي به عنوان نمونه تعدادي از انها را ذيلا مياوريم الف:پيش از همه خود پيامبر اسلام(ص)به پيشقذم بودن علي(ع) تصريح کرده و در ميان جمعي از ياران خود فرمود نخستين کسي که در روز رستاخيز با من در کنار حوض کوثر ميکند پيشقدم ترين شما در اسلام.علي بن ابي طالب است)) ب: دانشمندان و محدثان نقل ميکنند:حضرت محمد روز دوشنبه به نبوت مبعوث شد و علي(ع) فرداي ان روز(سه شنبه) با او نماز خواند ج:امام در خطبه ي قاصعه ميفرمايد((ان روز اسلام جز به خانه ي پيامبر وخديجه راه نيافت ومن سومين نفر انها بودم .نور وحي و رسالت را ميديدم?و بوي نبوت را ميشنيدم د:امام در جاي ديگر از سبقت خود در اسلام چنين ياد ميکند((خدايا من نخستين کسي هستم که به سوي تو باز گشت.و پيام تو را شنيد وبه دعوت پيامبرپاسخ گفت و پيش از من جز پيامبر اسلام کسي نماز نگذارد)) ه:علي (ع) ميفرمودمن بنده ي خدا و برادر پيامبر صديق اکبرم. اين سخن را پس از من جز دروغگوي افتراء ساز .نميگويد .من هفت سال پيش از مردم با رسول خدا نماز گذاردم)) حامي و جانشين پيامبر پيامبر اسلم به مدت سه سال .از دعوت عمومي خودداري کرد وتنها در تماسهاي خصوصي با افرادي که در زمينه ي پذيرش را در انها ا حساس ميکرد انها را به اسلام دعوت ميکرد. پس از سه سال فرشته ي وحي نازل شد و فرمان خدا را ابلاغ کرد که پيامبر دعوت همگاني خود را از طريق دعوت خويشان وبستگان اغاز نمايد. فرمان خدا چنين بود بستگان نزديک خود را از عذاب الهي بيم ده. وپرو بال مهر ومودت خود را بر سر افراد با ايمان فرو گستر{ نسبت به انان ابراز علاقه و محبت کن} پس اگر با تو از در مخالفت وارد شدند بگو من از کارهاي بد شما بيزارم)) علت اينکه دعوت خويشان براي نقطه ي شروع دعوت همگاني انتخاب شد.اين است که تا نزديکان يک رهبر الهي و يا بشري به او ايمان نياورند واز او پيروي نککند.هرگز دعوت او درباره ي بيگانگان موثر واقع نميشود.زيرا نزديکان همواره از اسرار وراز ها و ملکات خوب وبد وي کاملا واقف ومطلع هستند.از اين روايمان انان نشانه ي وارستگي مدعي رسالت به شمار ميرود چنان که اعراض و روي گرداني اکثريت قريب به اتفاق انها نشانه ي دوري مدعي از خلوص و صفا وصدق در ادعا است.از اين نظر پيامبر به علي(ع) دستور داد که چهل و پنج نفر از شخصيت هاي بزرگ بني هاشم را براي ضيافت ناهار دعوت کند وغذايي از گوشت همراه با شير اماده سازد.مهمانان همگي در وقت معين به حضور پيامبر شتافتند و پس از صرف غذا((ابو لهب)) عموي پيامبر با سخنان سبک خود مجلس را از امادگي براي طرح سخن و تعقيب هدف. انداخت ومجلس بدون اخذ نتيجه به پايان رسيد ومهمانان پس از صرف غذا وشير خانه ي پيامبر را ترک گفتند وفرداي ان روز پيامبر تصميم گرفت.ضيافت ديگري ترتيب دهد وهمه ي انها را به جز ابولهب به خانه ي خود دعوت کند باز علي(ع) به دستور پيامبر غذا و شير اماده نمود و از شخصيتهاي بر جسته و شناخته شده ي بني هاشم براي صرف ناهار واستماع سخنان پيامبر دعوت به عمل اورد.همه ي مهمانان باز در موعد مقرر حضور به هم رسانيدند. پيامبر پس از صرف غذا سخنان خود را اينگونه اغاز کرد (( هيچ کس از مردم براي کسا خود چيزي بهتر از انچه من براي شما اورده ام. نياورده است. من خير دنيا و اخرت براي شما اورده ام.خدايم به من فرمان داده که شما را به توحيد ويگانگي وي و رسالت خويش.دعوت کنم.چه کسي از شما مرا در اين راه کمک ميکند تا برادر و وصي و نماينده ي من در ميان شما باشد؟)) او اين جمله را گفت و مقداري مکث کرد تا ببيند کداميک از انان به نداي او پاسخ مثبت ميدهند؟ در اين موقع سکوتي مطلق اميخته با بهت و تحير بر مجلس حکومت ميکرد و همگي سر به زير افکنده بودند ودر فکر فرو رفته بودند. ناگهان علي(َع) که سن او در ان روز از پانزده سال تجاوز نمي کرد . سکوت را در هم شکست و برخاست و رو به پيامبر کرد و گفت: ((اي پيامبر خدا من تو را در اين راه همراهي ميکنم)).سپس دست خود را به سوي پيامبر دراز کرد تا دست او را به عنوان پيمان فداکاري بفشارد.پيامبر در اين موقع دستور داد تا علي بشيند.بار ديگر پيامبر گفتار خود را تکرار نمود. باز علي بر خاست و امادگي خود را اعلام نمود. اين بار نيز پيامبر به وي دستور داد تا بشيند. در مرتبه ي سوم مانند دفعات قبل کسي جز علي بر نخاست وتنها او بود که بپا خاست وپشتيباني خود را از هدف مقدس پيامبر اعلام کرد:در اين موقع پيامبر دست خود را بر دست علي زد و جمله ي تاريخي خود را در اين مجلس بزرگان بني هاشم در باره ي علي(ع) بيا نمود وگفت((هان اي خويشاوندان وبستگان من!علي برادر و وصي وخليفه ي من در ميان شما است)) بدين ترتيب نخستين وصي پيامبر اسلام به وسيله ي اخرين سفير الهي در اغاز رسالت که هنوز عده ي کمي به ايين نگرويده بودند .تعيين گرديد. شناخت مختصري از زندگاني امام حسن مجتبي(ع) پيشواي دوم جهان تشيع که نخستين ميوه ي پيوند فرخنده ي علي(ع) با دختر گرامي پيامبر اسلام(ص)بود.در نيمه ي دوم ماه رمضانسال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به گشود حسن بن علي (ع)از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درک نکرد زيرا او تقريبا هفت سال بيش نداشت که پيامبر اسلام بدرود زندگي گفت پس از در گذشت پيامبر(ص)تقريبا سي سال در کنارپدرش امير مومنان(ع)قرار داشت وپس از شهادت علي(ع)(در سال?? هجري)به مدت ده سال امامت امت را به عهده داشت و در سال پنجاه هجري با توطئه ي معاويه بر اثر مسموميت در سن چهل و هشت سالگي به در جه يشهادت رسيد و در قبرستان((بقيع))در مدينه مد فون گشت. فرياد رس محرومان درايين اسلام ثروتمندان. مسئوليت سنگيني در برابر مستمندان وتهي دستان اجتماع برر عهده دارندو به حکم پيوند هاي عميق معنوي و رشته هاي برادري دينيکه در ميان مسلمانان بر قرار است.بايد همواره در تامين نياز هاي محرومان اجتماع کوشا باشند.پيامبر اسلام وپيشوايان ديني ما نه تنها سفارش هاي موکدي در اين زمينه نموده اند.بلکه هر کدام در عصر خود نمونه ي بر جسته اي از انسان دوستي و ضعيف نوازي به شمار ميرفتند.پيشواي دوم نه تنها از نظر علم .تقوي. زهد وعبادت مقامي بر گزيده و ممتاز داشت.بلکه از لحاظ بذل وبخشش ودستگيري از بيچارگان ودر ماندگان نيز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامي ان حضرت ارام بخش دل هاي دردمند.و نقطه ي اميد درماندگان بودهيچ فقيري از در خانه ي ان حضرت دست خالي بر نميگشت. بخشش بي نظير حسن بن علي تمامي توان خود را در راه انجام امور نيک و خدا پسندانه.به کار ميگرفت واموال فراواني در راه خدا ميبخشيد مورخان ودانشمندان در شرح زندگاني پر افتخار ان حضرت.بخشش بي سابقه وانفاق بسيار بزرگ وبي نظيري ثبت کر ده اند.که در تاريخچه ي زندگاني هيچ کدام از بزرگان به چشم نمي خورد ونشانه ي ديگري از عظمت نفس وبي اعتناي ان حضرت به مظاهر فريبنده ي دنيا است نوشته اند: ((حضرت مجتبي(ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال وداراي خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نيم تقسيم کرده ونصف ان را براي خود نگه داشت ونصف ديگر را در راه خدا بخشيد)) شناخت مختصري از زندگاني امام حسين(ع) سومين امام معصوم در سوم(يا چهارم) شعبان سال چهارم هجري در شهر مدينه ديده به جهان گشود. او دومين ثمره ي پيوند فرخنده ي علي(ع) وحضرت فاطمه است. حسين بن علي در دوران عمر خود به شجاعت وازادگي وايستادگي در برابر ظلم وستم داشت. مراحل زندگي حسين بن علي(ع) حسين بن علي مدت شش سال از دوران کودکي خود را در زمان جد بزرگوار خود سپري کرد وپس از رحلت ان حضرت.مدت سي سال در کنار پدرش امير مومنان. زندگي کرد و در حوادث مهم دوران خلافت ايشان به صورت فعال شرکت داشت.پس از شهادت امير مومنان(ع)(در سال چهل هجري) مدت ده سال در زمينه ي سياسي واجتماعي در کنار برادر خود حسن بن علي (ع) قرار داشت وپس از شهادت امام حسن(ع)(در سال پنجاه هجري)به مدت ده سال در اوج قدرت معاويّ بن ابي سفيان. بار ها با وي پنجه افکند وپس از مرگ وي نيز در برابر حکومتپسرش يزيد قيام کرد و در محرم سال شصت ويک هجري در سرزمين کربلا به شهادت رسيد مبارزات حسين بن علي در دوران قبل از امامت امام حسين از دوران نوجواني که شاهد انحراف دستگاه حکومت اسلامي از مسير اصلي خود بود.از موضعگيري هاي سياسي پدر خود پيروي وحمايت ميکرد.چنان که در زمان خلافت عمر بن خطاب.روزي وارد مسجد شد و ديد عمر بر فراز منبر نشسته است.با ديدن اين صحنه.بالاي منبر رفت وبه عمر گفت: از منبر پدرم پايين بيا و به بالاي منبر پدرت برو! عمر که قافيه را باخته بود.گفت:پدرم منبر نداشت!انگاه او در کنار خود نشانيد.و پس از انکه از منبر پايين امد.او را به منزل خود برد وپرسيد: اين سخن را چه کسي به تو ياد داده است؟او پاسخ داد : هيچ کس در جبهه هاي نبرد با ناکثين وقاسطين امام حسين در دوران خلافت پدرش.امير مومنان در صحنه ي سياسي و نظامي در کنار ان حضرت قرار داشت .او در هر سه جنگي که در اين دوران براي پدر ارجمندش پيش امد. شرکت فعال داشت.در جنگ جمل فرماندهي جناح چپ سپاه امير مومنان (ع) به عهد هي وي بود و در جنگ صفين.چه از راه هاي سخنرانيهاي پرشورو تشويق ياران علي(ع)جهت شرکت در جنگ.و چه از رهگذر پيکار با قاسطين.نقشي فعال داشت در جريان حکميت نيز يکي از شهود اين ماجرا از طرف علي(ع) بود حسين بن علي(ع) پس از شهادت علي(ع) در کنار برادر خويش. رهبر وپيشواي وقت.حسن بن علي(ع) قرار گرفت وهنگام حرکت نيرو هاي امام مجتبي(ع)به سمت شام. همراه ان حضرت در صحنه ي نظامي و پيشروي به سوي سپاه شام حضور داشتو هنگامي که معاويه به امام حسن (ع) پيشنهاد صلح کرد امام حسن او و عبد الله بن جعفر را فرا خواند و در بار هي اين پيشنهاد.با ان دو به گفتگو پرداخت. وبالا خره پس از متارکه ي جنگ و انعقاد پيمان صلح .همراه برادرش به شهر مدينه باز گشت و همانجا اقامت گزيد مبارزات امام حسين با حکومت معاويه ? سخنرانيها ونامه هاي اعتراض اميز مخالفت با وليعهدي يزيد نگراني معاويه از قيام امام حسين پاسخ تاريخي امام حسين به معاويه ? سخنراني هاي کوبنده و افشاگرانه در کنگره ي عظيم حج ? ضبط اموال دولتي عوامل پيدايش نهضت امام حسين ?درخواست بيعت از امام حسين(ع) براي يزيد و وارد اوردن فشار به ان حضرت به اين منظور ?دعوت مردم کوفه از امام حسين(ع) به عراق ?عامل امر به معروف و نهي از منکر امام که امام حسين (ع)از روز نخست از مدينه با اين شعار حرکت کرد. شناخت مختصري از زندگاني امام سجاد(ع) او فرزند حسين بن علي(ع) سومين امام شيعيان جهان. مادرش((شهر بانويه)). مشهور ترين لقبش((زين العابدين))و((سجاد)) است امام سجاد(ع)در سال سي وهشت قمري ديده به جهان گشود و دوران کودکي خود را در شهر مدينه سپري کرد.حدود دو سال از خلافت جدش امير مومنان(ع) را درک نمود پس از ان مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموي خويش امام مجتبي(ع)بود که تنها در شش ماه ان عهده دار خلافت اسلامي بود.پس از شهادت امام مجتبي(ع) در سال پنجاه هجري به مدت ده سال در دوران امامت پدرش حسين بن علي(ع) که در اوج قدرت معاويه با او در ستيز ومبارزه بود.در کنار او قرار داشت در محرم سال شصت ويک هجري در جريان قيام وشهادت پدرش حسين(ع) در سرزمين کربلا حضور داشت.پس از فاجعه ي کربلا که او به امامت رسيد.همراه ديگر اسيران اردوگاه حسيني به کوفه وشام برده شد .و در اين سفر سرپرست وتکيه گاه اسيران در کوران مصائب و گرفتاري ها بود.او در اين سفر با سخنراني هاي اتشين خود حکومت يزيد را رسوا ساخت وپس از بازگشت از شام .در شهر مدينه اقامت گزيد تا انکه در سال نود و چهار يا نود و پنج هجري به شهادت رسيد و در قبرستان معروف ((بقيع)) در کنار قبر عمويش امام حسن (ع) به خاک سپرده شد خلفاي معاصر امام علي بن حسين در دوران امامت خود با زمامداران ياد شده در زير معاصر بوده است : يزيد بن معاويه ،عبدالله بن زبير ،معاويه بن يزيد ،مروان بن حکم ،عبدالملک بن مروان ،وليد بن عبد الملک بيماري امام يک مصلحت الهي متاسفانه بسياري از مردم نا اگاه.از امام چهارم به عنوان امام بيمار ياد ميکنند و با ذکر اين لقب. در ذهن انان شخصي رنجور وناتوان با چهر ه اي زرد و روحي افسرده تداعي ميشود. در حالي که واقعيت غير از اين است. زيرا امام چهارم تنها در کربلا مدت کوتاهي بيمار بوده است و پس از ان بهبود يافته است و در حدود سي وپنج سال همچون ساير امامان از سلامت جسمي برخوردار بوده است. بي شک بيماري موقت ان حضرت در ان حادثه .عنايت خداوندي بوده است تا بدين وسيله از وظيفه ي جهاد معذور گردد ووجود مقدس از خطر کشتار مزدوران يزيد محفوظ بماند واز اين رهگذر. رشته ي امامت تداوم يابد.اگر حضرت بيمار نبودميبايت در جهاد با يزيديان شرکت کند ودر اين صورت همچون ساير فرزندان وياران پدرش به شهادت ميرسيد ونور هدايت خاموش ميگشت. ((سبط ابن الجوزي)) مينويسد: علي بن الحسين چون بيمار بود کشته نشد ((محمد بن سعد )) مينويسد: ان روز عاشورا که علي بن الحسين همراه پدرش بود.بيست وسه يا بيست و چهار سال داشت و هر کس بگويد که او در ان زمان کوچک بوده است وموي بر نياورده بود بي اساس است.بلکه او در ان روز بيمار بئده است وبه همين جهت در جنگ شرکت نکرد ابعاد مبارزات امام چهارم با مظالم و مفاسد عصر زنده نگه داشتن ياد و خاطره ي عاشورا پند وارشاد امت تبيين معارف در کلاس دعا مبارزه با علماي درباري گسترش احکام واثار تربيتي واخلاقي دستگيري از درماندگان کانون تربيتي صحيفه ي سجاديه ازانجا که در زمان امام چهارم شرائط اختناق اميزي حکمفرما بودامام بسياري از اهداف و مقاصد خود رادر قالب دعا ومناجات بيان ميکند.مجموع دعاهاي امام سجاد به نام ((صحيفه ي سجاديه)) معروف استکه پس از قران و نخج البلاغه.بزرگترين و مهم ترين گنجينه ي گرانبهاي حقايق ومعارف الهي به شمار ميرود به طوري که ار ادوار پيشين از طرف دانشمندان برججسته ي ما((اخت القران)) .((انجيل اهل بيت)) و((زبور ال محمد)) لقب گرفته است صحيفه ي سجاديه تنها شامل راز و نياز با خدا و بيان حاجت در پيشگاه وي نيست بلکه درياي بيکراني از علوم و معارف اسلامي است که طي ان مسائل عقيدتي .فرهنگي. اجتماعي .سياسي. وپاره اي از قوانين طبيعي و احکام شرعي در قالب دعا مطرح شده است. صحيفه ي سجاديه شامل پنجاه و چهر دعا است که فهرست عناوين انها بدين قرار است : ستايش خدا ،درود بر محمد(ص) وخاندان او درود بر فرشتگان حامل عرش ،درخواست رحمت براي پيروان پيامبران ،دعاي ان حضرت براي خود و دوستانش دعا هنگام صبح وشام ،در در خواست حوائج ،در اعتراف به گناه و توبه ، در درخواست عفو از گناهان وعيبها ،در طلب فرجام نيک ،در درخواست دفع شر شيطان و پناه بردن به خداوند از دشمني ومکر او، در پناه بردن به درگاه خداوند ،دعا هنگام حزن واندوه ،دعاي ان حضرت براي پدر ومادرش ،دعا درباره ي فرزندان ، دعا در طلب عافيت وشکر و سپاس براي ان ،دعا در طلب اخلاق ستوده وپسنديده ،دعا براي دفع مکر دشمنان ،در تضرع وزاري ،اصرار در خواهش از خدا ،در ترس از خدا ،در طلب رفع اندوه ها و........ شناخت مختصري از زندگاني امام باقر (ع) حضرت باقر در سال پنجاه وهفت هجري درشهر مدينه چشم به جهان گشود.او هنگام وفات پدر خود امام زين العابدين(ع) که در سالنود و چهار رخ داد.سي ونه سال داشت.نام او محمد و کنيه اش ((ابو جعفر)) است و ((باقر))و ((باقر العلوم))لقب او ميباشد. مادر حضرت ام عبدالله دختر امام حسن مجتبي(ع) واز اين جهت نخستين کسي بود که هم از نظر پدر و هم از نظر مادرفاطمي وعلوي بود.امام باقردر سال صدو چهارده هجري در شهر مدينه در گذشت ودر قبرستان معروف بقيع .کنار پدر وجدش.به خاک سپرده شد دوران امامت ان حضرت هجده سال بود خلفاي معاصر حضرت : پيشواي پنجم در دوران امامت خود با زمامداران وخلفاي ياد شده در زير معاصر بود - وليد بن عبد الملک ،سليمان بن عبد الملک ،عمر بن عبد العزيز ،يزيد بن عبد الملک ،هشام بن عبد الملک اين خلفا به استثناي عمر بن عبد العزيز که شخصي نسبتا دادگر ونسبت به خاندان پيامبر(ص) علاقه مند بود.همگي در ستمگري واستبداد و خود کامگي دستکمي از نياکان خود نداشتند ومخصوصا نسبت به پيشواي پنجم همواره سخت گيري ميکردند پايه گذار نهضت بزرگ علمي پيشواي پنجم طي مدت امامت خود .در همان شرائط نامساعد.به نشر واشاعه حقايق ومعارف الهي پرداخت ومشکلات علمي را تشريح نمود وجنبش علمي دامنه داري به وجود اورد که مقدمات تاسيس يک ((دانشگاه بزرگ اسلامي)) را که در دوران امامت فرزند گرامي شان((امام صادق)) به اوج عظمت رسيد پي ريزي کرد امام پنجم در علم .زهد.عظمت وفضيلت سر امد همه ي بزرگان بني هاشم بود ومقام بزرگ علمي واخلاقي او مورد تصديق دوست ودشمن بود.به قدري روايات واحاديث.در زمينه مسائل واحکام اسلامي .تفسير.تاريخ اسلام.و انواع علوم از ان حضرت به يادگار مانده است که تا ان رور از هيچ يک از فرزندان امام حسن وامام حسين به جا نمانده بود. رجال وشخصيت هاي بزرگ علمي ان روز.و نيز عده اي از ياران پيامبر(ص) که هنوز در حالحيات بودند از محضر ان حضرت بهره بردند((جابر بن يزيد جعفي)). و((کيسان سجستاني))(از تابعين) وفقهاي مانند ((ابن مبارک)).((زهري)).((اوزاعي)).((((مالک)).((شافعي)).و ((زيادبن منذرنهدي))از اثار علمي او بهره بردند سخنان ان حضرت را بي واسطه وگاه با چند واسطه نقل نمودند امام باقر از نظر دانشمنداناوازه ي علوم ودانش هاي امام باقر(ع)چنان اقطار کشور اسلامي را پر کرده بود که لقب ((باقر العلوم))(گشاينده ي دريچه هاي دانش و شکافنده ي مشکلات علوم) به خود گرفته بود. ((ابن حجر هيتمي )) مينوسيد: محمد باقر به اندازه ي گنج هاي پنهان معارف ودانش ها را اشکار ساخته.حقايق احکام و حکمت هاو لطايف دانش ها بيان نموده که جز بر عناصر بي بصيرت يا بد بصيرت پوشيده نيست و از همين جاست که وي را شکافنده و جامع علوم و بر افرازنده ي پرچم دانش خوانده اند ((عبد الله بن عطاء))که يکي از شخصيت هاي برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود. ميگويد:من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل ومجمعي به اندازه ي محفل محمد بن علي(ع) از نظر علمي حقير وکوچک نديدم. من ((حکم بن عتيبه )) را که در علم فقه مشهور افاق بود.ديدم که در خدمت امام باقر مانند کودکي در برابر استاد عالي مقام . زانوي ادب بر زمين زده شيفته ومجذوب کلام و شخصيت او گرديده بود . امام باقر (ع) در سخنان خود اغلب به ايات قران مجيد استناد نموده از کلام خدا شاهد مياورد وميفرمود ((هر مطلبي گفتم از من بپرسيد که در کجاي قران است تا ايه ي مربوط به ان موضوع را معرفي کنم شاگردان مکتب امام باقر (ع) شخصيت هاي بزرگي همچون: محمد بن مسلم ،زراره بن اعين ،ابو بصير ،بريد بن معاويه ي عجلي ،جابربن يزيد ،حمران بن اعين و هشام بن سالم که هر کدام از اين شاگردان درزمينه هاي تفسير و ديگر علوم اسلامي مهارت داشتند و وزنه ي علمي بزرگي به شمار ميرفتند پيشواي ششم ميفرمود(( مکتب ما واحاديث پدرم را چهار نفر زنده کردند. اين چهار نفر عبارتند از :زراره. ابو بصير. محمد بن مسلم. و بريد بن معاويه ي عجلي.اگر اينها نبودند کسي از تعاليم دين و مکتب پيامبر بهره اي نمي يافت.اين چهار نفر حافظان دين بودند.انان از ميان شيعيان زمان ما.نخستين کساني بودند که با مکتب ما اشنا شدند و در روز رستاخيز نيز پيش از ديگران به ما خواهند پيوست)) شاگردان مکتب امام باقر (ع) سر امد فقها ومحدثان زمان بودند و در ميان رقابت علمي بر فقها وقضات غير شيعي برتري داشتند. شناخت مختصري از زندگاني امام صادق(ع) نام پيشواي ششم ((جعفر))کنيه اش((ابو عبد الله)) لقبش((صادق)) پدر ارجمندش امام صادق(ع) و مادرش ((ام فروه)) ميباشد او در هفده ربيع الاول سال هشتاد وسه هجري در مدينه ديده به جهان گشود و در سن شصتو پنج سالگي در سال صد و چهل وخشت هجري ديده از جهان فرو لست و در قبرستان معروف((بقيع)) در منار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد خلفاي معاصر حضرت امام صادق(ع) در سال صدو چهارده به امامت رسيد.دوران امامت او مصادف بود با اواخر حکومت امويان که در سال صد وسي ودو به عمر ان پايان داده واويل حکومت عباسيان که از اين تاريخ اغاز ميگردد امام صادق با خلفاي زيز معاصر بود : هشام بن عبد الملک ،وليد بن يزيدبن عبد الملک ،يزيد بن وليدبن عبد الملک ،ابراهيم بن وليدبن عبد الملک مروان بن محمد مشهور به مروان حمارو از ميان خلفاي عباسي معاصر بود با: عبد الله بن محمد مشهور به سفاح ،ابو جعفر مشهور به منصور دوانقي عظمت علمي امام صادق درباب عظمت علمي امام صادق شواهد فراواني وجود دارد و اين معنا مورد قبول دانشمندان تشيع وتسنن است.فقها ودانشمندان بزرگ در برابر عظمت علمي ان حضرت سر تعظيم فرود مياورند و برتري علمي او را ميستودند ابو حنيفه پيشواي معروف فرقه ي حنفي ميگفت: من دانشمند تر از جعفر بن محمد نديده ام نيز ميگفت زماني كه منصور جعفر بن محمد را احضار كرده بود مرا خواست وگفت مردم شيفته ي جعفر بن محمد شده اند براي محكوم ساختن او يك سري مسائل مشكل را در نظر بگير من چهل مسوله ي مشكل اماده كرده ام روزي منصور كه در حيره بود مرا احضار كرد وقتي وارد مجلس وي شدم ديدم جعفر بن محمد در سمت راست او نشسته است وقتي چشمم به او افتاد ان چنان تحت تاثير اوباهت وعظمت او قرار گرفتم كه چنين حالي از ديدن منصور به من دست نداد.سلام كردم وبا اشاره ي منصور نشستم منصور رو به وي كرد و گفت اين ابو حنيفه است او پاسخ داد بلي ميشناسمش سپس منصور رو به من كرد وگفت:اي ابو حنيفه مسائل خود را با ابو عبد الله در ميان بگذار در اين هنگام شروع به طرح مسائل كردم هر مسئله ي ميپرسيدم پاسخ ميداد عقيده ي شما دراين باره چنين و عقيده ي اهل مدينه چنان وعقيده ي ما چنين است در برخي از مسائل با نظر ما موافق و در برخي ديگر با اهل مدينه موافق وگاهي با هر دو مخالف است بدين ترتيب چهل مسئله را مطرح كردم وهمه را پاسخ گفت ابو حنيفه به اينجا كه رسيد با اشاره به امام صادق گفت: دانشمند ترين مردم اگاه ترين انها به اختلاف مردم در فتوا ومسائل فقهي است .مالك پيشواي فرقه ي مالكي ميگفت:مدتي نزد جعفر بن محمد رفت و امد ميكردم.او را همواره در يكي از سه حالت ديدم: يا نماز ميخواند يا روزه بود و يا قران تلاوت ميكرد. وهرگز او را نديدم كه بدون وضو حديث نقل كند. در علم و عبادت وپرهيزگاري.برتر از جعفر بن محمد هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ بشري خطور نكرده است. شيخ مفيد مينويسد:به قدري علوم از ان حضرت نقل شده استكه زبانزد مردم شده استو ائازه ي ان همه جا پخش شده است ئ از هيچ يك از افراد خاندان او .به اندازه ي او علم و دانش نقل نشده است ((ابن هجر هيتمي)): به قدري علوم از ان حضزت نقل شده كه زبانزد مردم گشته و اوازه ي ان همه جا پخش شده استو بزرگترين پيشوايان(فقه و حديث)مانند :يحي بن سعيد.ابن جريح.مالك.سفيان ثوري.ابو حنيفه .شعبه.ايوب سجستاني وسفيان بن عيينة از او نقل روايت كر ده اند. برخورد فرق(فرقه ها) ومذاهب عصر امام صادق .عصر برخورد انديشه ها و پيدايش فرق و مذاهب مختلف بود.در اتر برخورد مسلمين با عقايد و اراي اهل كتاب ونيز دانشمندان يونان.شبهات واشكالات گوناگوني پديد امد در ان زمان فرقه هاي همچون:معتزله.جبريه.مرجئه.غلات.زنادقه.مشبهه.متصوفه.مجسمه.تناسخيه وامثال اينها پديد امده بودند كه هر كدام عقايد خود را ترويج ميدادند از اين گذشته در زمينه ي هر يك از علوم اسلامي نيز در ميان دانشمندان ان علم اختلاف نظر پديد مي امد .مثلا در علم قرائت قران.تفسير .حديث.فقه وعلم كلام بحث ها ومناقشات داغي در ميگرفت و هر كس به نحوي نظر ميداد و از عقيده اي طرفداري ميكرد دانشگاه بزرگ جعفري امام صادق با توجه به فرصتمناسب سياسي كه به وجود امده بود. وبا ملاحظه ي نياز شديد جامعه و امادگي زمينه ي اجتماعي.دنباله ي نهضت علمي و فرهنگي پدرش امام باقر(ع)را گرفت وحوزه ي وسيع علمي ودانشگاهي بزرگي به وجود اورد ودر رشته هاي مختلف علوم عقلي ونقلي ان روز.شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون:هشام بن حكم.محمد بن مسلم.ابان بن تغلب.هشام بن سالم.مومن طاق.مفضل بن عمر. جابر بن حيان و... هر يك از اين شاگردان شخصيت هاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات بزرگي انجام دادند.گروهي از انان داراي اثار علمي وشاگردان متعددي بودند. به عنوان نمونههشام بن حكم))سي ويك جلد كتاب نوشته و((جابر بن حيان)) نيز بيش از دويست جلد در زمينه ي علوم گوناگون به خصوص رشته هاي طبيعي وشيمي(كه در ان روز كيميا ناميده ميشد)) تصنيف كرده بود كه به همين خاطر .به عنوان پدر علم شيمي مشهور شده است.كتابهاي جابر بن حيان به زبان هاي گوناگون اروپايي در قرون وسطي ترجمه گرديد ونويسندگان تاريخ علوم همگي از او به عظمت ياد ميكنند۱۳۸۶ شناخت مختصري از زندگاني امام کاظم(ع) نام او موسي .لقبش((کاظم)) مادرش بانويي با فضيلت به نام ((حميده)) وپدرش پيشواي ششم حضرت صادق(ع) است او در سال صدو بيست وهشت هجري در سرزمين ابواء(يکي از روستاهاي اطراف مدينه) چشم به جهان گشود و در سال صدو هشتادو سه (يا صدو هشتاد وشش) به شهادت رسيد. خلفاي معاصر حضرت - منصور دوانيقي ،محمد معروف به مهدي ،هادي ،هارون هنگام رحلت امام صادق(ع) منصور دوانيقي.خليفه ي مشهور و ستمگر عباسي در اوج قدرت وتسلط بود. منصور کسي بود که براي تثبيت پايه هاي حکومت خود .انسانهاي فراواني را به قتل رسانيد.او در اين راه نه تنها شيعيان بلکه فقها وشخصيت هاي بزرگ جهان تسنن را نيز که با او به مخالفت ويورزيدند سخت مورد ازار قرار ميداد.چنان که((ابو حنيفه )) رابه جرم اينکه بر ضد او به پشتيباني از ابراهيم((پسر عبد الله محض و رهبر قيام ضد عباسي در عراق)) فتوا داده بود شلاق زدند و به زندان افکندند امام کاظم پس از وفات پدر .در سن بيست سالگي با چنين زمامدار ستمگري روبه رو گرديد که حاکم بلا منازع قلمرو اسلامي به شمار ميرفت منصور وقتي که توسط((محمد بن سليمان))((فرماندار مدينه))از در گذشت امامصادق اکاه شد طي نامه اي به وي نوشت: اگر جعفر بن محمد شخصي را جانشين خود قرار داده.او را احضار کن وگردنش را بزن طولي نکشيد که گزارش فرماندار مدينه به اين مضمون به بغداد رسيد:جعفر بن محمد ضمن وصيت نامه ي رسمي خود .پنج نفر را به عنوانوصي خود برگزيده که عبارتند از: خليفه ي وقت.منصور دوانيقي ،محمد بن سليمان(فرماندار مدينه وخود گزارش دهنده) ،عبد الله بن جعفر بن محمد (برادر بزرگ امام کاظم) موسي بن جعفر(ع) ،حميده (همسر ان حضرت) فرماندار در ضمن نامه کسب تکليف کرده بود که کداميک از اين افرادرا بايد به قتل برسانند؟! منصور که هرگز تصور نميکرد با چنين وضعي روبه رو شود فوق العاده خشمگين گرديد وفرياد زد: اينها را نمي شود کشت! البته اين وصيت نامه ي امام يک حرکت سياسي بود : زيرا امام صادق قبلان امام بعدي و جانشين واقعي خود يعني حضرت کاظم را به شيعيان خاص وخاندان علوي معرفي کرده بود .ولي از انجا که از نقشه هاي شوم وخطرناک منصور اگاهي داشت.براي حفظ جان پيشواي هفتم چنين وصيتي نمود شناخت مختصري از زندگاني امام رضا(ع) امام رضا در روز يازدهمذيقعده ي سال صدو چهل و هشت هجري ديده به جهان گشود.مادر او بانويي با فضيلت به نام((تکتم.))((توکتم)) بود که پس از تولد حضرت از طرف امام کاظم((طاهره ))نام گرفت کنيه ي او ((ابو الحسن)) ولقبش رضا بود. او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد((در سن سي وپنج سالگي)) در سال صدو هشتادو سه عهده دار مقام امامت و رهبري امت گرديد مدت امامت ان حضرت ?? سال بود که?? سال ان معاصر با خلافت((هارون الرشيد))?سال ان معاصر با خلافت ((محمد بن امين)) و? سال اخر ان نيز معاصر با خلافت((عبد الله المامون)) بود امام(ع)تا اغاز خلافت مامون در زادگاه خود شهر مدينه اقامت داشت.ولي مامون پس از رسيدن به حکومت.حضرت را به خراسان دعوت کرد وسر انجام حضرت در ماه صفر سالدويست وسه هجري قمري((در سن پنجاه و پنج سالگي))به شهادت رسيد و در همان سرزمين به خاک سپرده شد. امام در عصر هارون از سال صدو هشتاد وسه هجري که پيشواي هفتم امام کاظم در زندان بغداد به دستور هارون الرشيد مسموم شد و از دنيا رفت .امامت پيشواي هشتم به مدت ده سال در دوران حکومت وي سپري شد شناخت مختصري از زندگاني امام محمد تقي(ع) امام نهم که نامش((محمد)) وکنيه اش((ابو جعفر ))ولقب او((تقي و جواد))است .در ماه رمضان سال صدو نود وپنج هجري در شهر مدينه ديده به جهان گشود. مادر او (سبکيه)که از خاندان((ماريه ي قبطيه)) همسر پيامبر اسلام به شمار ميرود.از نظر فضايل اخلاقي در درجه ي والاي قرار داشت وبرترين زنان زمان خود بود. به طوري که امام رضا از او به عنوان بانويي پاکدامن ومنزه وبا فضيلت ياد ميکرد. رئزي که پدر امام جواد(ع)در گذشت.او حدود هشت سال داشت ودر سن بيست و پنج سالگي به شهادت رسيد و در کورستان قريش در بغداد در کنار قبر مطهر جدش.موسي بن جعفر به خاک سپرده شد خلفاي معاصر حضرت پيشواي نهم در مجموع دوران امامت خود با دو خليفه ي عباسي يعني((مامون)) و((معتصم)) معاصر بوده است وهر دو نفر او را به اجبار از مدينه به بغداد احضار ميکنند وطبق شيوه ي سياسي اي که مامون در مورد امام رضا به کار برده بود. او را در پايتخت زير نظر قرار دادند. مولودي پر خير وبرکت در خانواده ي امام رضا و در محافل شيعه از حضرت جواد(ع) به عنوان مولودي پر خير وبرکت يتد ميکنند.چنان که((ابو يحياي صنعاني)) ميگويد: روزي در محضر امام رضا(ع) فرزندش ابو جعفر را که خرد سال بود. اوردند امام فرمود اين مولودي است که براي شيعيان ما.با برکت تر از او زاده نشده است. گويا امام به مناسبتهاي مختلف از فرزند ارجمندخويش با اين عنوان ياد ميکرده و اين موضوع در ميان شيعيان وياران امام رضا(ع) معروف بوده است. به گواه اينکه دو تن از شيعيان بنام(ابن اسباط) و(عبّادبن اسماعيل) ميگويند: در محضر امام رضا بوديم که ابو جعفر را اوردند ععرض کرديم اين همان مولود پر خير وبرکت است؟ حضرت فرمود اري.اين همان مولودي است که در اسلام با برکت تر از او زاده نشده است)) باز ((ابو يحياي صنعاني)) ميگويد: در مکه به حضور امام رضا (ع) شرفياب شدم.ديدم حضرت موز را پوست ميکند و به فرزندش ابو جعفر ميدهد.عرض کردم اين همان مولود پر خير وبرکت است؟فرمود اري اين مولودي است که در اسلام مانند او و براي شيعيا ما.با برکت تر از او زاده نشده است. شناخت مختصري از زندگاني امام علي النقي(ع) امام ابو الحسن علي النقي الهادي(ع) پيشواي دهم شيعيان.در نيمه ي ذيحجه ي سال دويست و دوازده هجري در اطراف مدينه در محلي به نام ((صريا))به دنيا امد.پدرش پيشواي نهم.امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي((سمانه)) است که کنيزي با فضيلت و با تقوا بود. مشهور ترين القاب امام دهم ((نقي و هادي ))است.و به ان حضرت((ابو الحسن الثالث ))لقب داده اند. شناخت مختصري از زندگاني امام هادی(ع) امام هادي(ع) در سال دويست وبيست هجري پس از شهادت پدر بزرگوارش بر مسند امامت نشست و در اين هنگام هشت ساله بود. مدت امامت ان بزرگوار سي و سه سال وعمر شريفش چهل ئ يک سال و چند ماه بود و در سال دويس تو پنجاه و چهار در شهر سامرّاء به شهادت رسيد خلفاي معاصر امام (ع ) ، معتصم برادر مامون ،واثق پسر معتصم ،متوکل برادر واثق ،منتصر پسر متوکل ،مستعين پسر عموي منتصر ،معتزّ پسر ديگر متوکل امام هادي در زمان خليفه ي اخير مسموم شد و به شهادت رسيد و در خانه ي خود به خاک سپرده شد شاگردان مکتب امام هادي گرچه عصر زندگي امام هادي عصر اختناق و استبداد بود و امام براي فعاليت فرهنگي در سطح گسترده ازادي عمل نداشت و از اين نظر فضاي جامعه با عصر امام باقر(ع) بويژه عصر امام صادق تفاوت فراوان داشت. اما ان حضرت در همان شرائط نامساعد.علاوه بر فعاليت هاي فرهنگي از طريق مناظرات.مکاتبات.پاسخگويي به سوال ها و شبهات. وتبيين بينش درست در برابر مکاتب کلامي منحرف. راويان و محدثان وبزرگاني از شيعه را تربيت کرد وعلوم و معارف اسلامي را به انان اموزش داد و انان اين ميراث بزرگ فرهنگي را به نسل هاي بعدي منتقل کردند. شيخ طوسي.دانشمند نامدار اسلام. تعداد شاگردان ان حضرت در زمينه هاي مختلف علوم اسلامي را صدو هشتادو پنج نفر ميداند در ميان اين گروه .چهره هاي درخشان علمي و معنوي وشخصيت هاي بر جسته اي مانند.فضل بن شاذان.حسين بن سعيد اهوازي.ايوب بن نوح.ابو علي(حسن بن راشد) حسن بن علي ناصر کبير.عبد العظيم حسني(مدفون در شهر ري) وعثمان بن سعيد اهوازي به چشم ميخورند که برخي از انان داراي اثار وتاليفات ارزشمند در زمينه هاي مختلف علوم اسلامي هستند واثار و خدمات علمي وفرهنگي انا در کتابهاي رجال بيان شده است. شهادت امام امام هادي نيز مانند امامان پيشين با مرگ طبيعي از دنيا نرفت.بلکه در زمان ((معتزّ)) مسموم گرديد و در رجب سال دويست و پنجاه وچهار هجري به شهادت رسيد و در سامراء درخانه ي خويش به خاک سپرده شد. شناخت مختصري از زندگاني امام عسکري(ع) :امام عسکري يازدهمين پيشواي شيعيان در سال دويست وسي و دو ه.ق چشم به جهان گشود .پدرش امام دهم.حضرت هادي(ع) ومادرش بانوي پارسا و شايسته .((حُديثه.حوديثه))است که برخي از او به نام ((سوسن )) ياد ميکنند اين انوي گرامي از زنان نيکوکار وداراي بينش اسلامي بود و در فضيلت او همين بس که پس از شهادت امام حسن عسکري پناهکاه ونقطه ي اتّکاي شيعيان در ان مقطع زماني بسيار بحرا ن و پر اظطراب بود از انجا که پيشواي يازدهم به دستور خليفه ي عباسي در ((سامرّاء)) در محله ي عسکر سکونت اجباري داشت .به همين جهت ((عسکري))ناميده ميشود از مشهور ترين القاب ان حضرت ((نقي و زکي)) وکنيه اش ((ابو محمد ))است او بيست و دو ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسيد .مدت امامتش شش سال وعمر شريفش بيست وهشت سال بود . در سال دويست و شصت به شهادت رسيد ودر خانه ي خود در سامرّاء در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد خلفاي معاصر ان حضرت -المعتزّ با لله ،المهتدي بالله ،المعتمد با لله خلفاي عباسي که روز نخست به طرفداري از علويان وبه عنوان گرفتن انتقام انان از بني اميه قيام کردند .انچه را که قبلآ به مردم وعده داده بودند .ناديده گرفته و مانند خلفاي بني اميه وبلکهبدتر از ان ستمگري و خود کامگي را اغاز نمودند ابعاد هفتگانه ي فعاليت امام عسکري امام عسکرس با وجود همه ي فشار ها وکنترل ها ومراقبت هاي بي وقفه حکومت عباسي.يک سلسله فعاليت هاي سياسي واجتماعي و علمي در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامي انجام ميداد که ميتوان انها را بدين گونه خلاصه کرد کوششهاي علمي در دفاع از ايين اسلام و ردّ اشکالات وشبهات مخالفان. و نيز تبيين انديشه ي صحيح اسلامي. ايجاد شبکه ي ارتباطي با شيعيان مناطق مختلف از طريق تعيين نمايندگان و اعزام پيکها و ارسال پيامها فعاليت هاي سرّي وسياسي بر رغم تمامي کنترل ها ومراقبت هاي حکومت عباسي حمايت و پشتيباني مالي از شيعيان. بويژه ياران خاص تقويت وتوجيه سياسي رجال وعناصر مهم شيعه در برابر مشکلات استفاده ي گسترده از اگاهي غيبي براي جلب منکران امامت و دلگرمي شيعيان اماده سازي شيعيان براي دئران غيبت فرزند خود امام دوازدهم شناخت مختصري از زندگاني امام مهدي(ع)دوازدهمين پيشواي معصوم حضرت حجة بن الحسن.امام زمان در نيمه ي شعبان سال دويست و پنجاه و پنح هجري در شهر ((سامرّاء))ديده به جهان گشود . او همنام پيامبر اسلام (م ح م د) وهمکنيه ي ان حضرت (ابو القاسم) ولي پيشوايان معصوم از ذکر نام اصلي او نهي فرموده اند . يعني نام ان حضرت را (م ح م د) را نبايد بر زبان اورد وگناه دارد (((نهي ائمه از ذکر نام مخصوص ان حضرت.ايا يک اقدام سياسي مقطعي و مربوط به دوران غيبت صغري بوده.يا اينکه حرمت ذکر ان حضرت تا هنگام ظهور و قيامش باقي است؟ ميان علماي شيعه اختلاف است ))) از جمله القاب ان حضرت حجت.قائم .خلف صالح. صاحب الزمان .بقية الله ومشهور ترين انها ((مهدي)) ميباشد پدرش پيشواي يازدهم امامحسن عسکري (ع) ومادرش بانوي گرامي((نرجس )) است که بنام ريحانه. سوسن .صقيل نيز از او ياد شده است .ميزان فضيلت و معنويت نرجس خاتون تا ان حد.والا بود که حکيمه خواهر امام هادي که خود از بانوان عاليقدر خاندان امامت بود او را سر امد ئ سرور خانان خويش . وخود را خدمتگذار او مي ناميد . حضرت مهدي دو دوره غيبت داشت : يک کوتاه مدت(صغري) و ديگري دراز مدت(کبري) اولي از هنگام تولد تا پايان دوران نيابت خاصّه ادامه داشته ودومي.با پايان دوره ي اول اغاز شد وتا هنگام ظهور و قيام ان حضرت طول خواهد کشيد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 0:59 توسط حسن کاتبی
|