نکته ای در مورد علم آموزی
يامبر اکرم (ص) فرمود: «اطلبوا العلم بالصين فان طلب العلم فريضة علي کل مسلم » (6) براي تحصيل علم به دورترين نقطه عالم سفر کنيد و رابعا انسان مؤمن انديشه هاي حکيمانه را از هر که باشد فرا مي گيرد، حتي اگر مشرک يا منافق باشد.
از اين رو پيامبر اکرم (ص) فرمود: «الحکمة ضالة المؤمن ياخذها حيث وجدها» (7) حکمت و دانش حکيمانه گمشده مؤمن است هر جا که آن را يافت، دريافت مي کند. علي (ع) فرمود: «خذوا الحکمة ولو من المشرکين » (8) حکمت را فرا بگيريد اگرچه از مشرکين باشد.
و پيامبراکرم (ص) فرمود: «الحکمة ضالة المؤمن فخذ الحکمة ولو من اهل النفاق » (9) حکمت گمشده مؤمن است پس حکمت را فراگيريد گرچه از اهل نفاق باشد، زيرا ملاک ارزيابي گفته حق و يا باطل بودن آن است که انسان بايد حق را اقتباس و از باطل پرهيز کند از اين رو فرمود: «خذوا الحق من اهل الباطل و لا تاخذوا الباطل من اهل الحق، کونوا نقاد الکلام » (10) حق را از اهل باطل اخذ کنيد و باطل را از اهل حق دريافت نکنيد، نقاد سخن باشيد از اين رو فرمودند: «انظر الي ما قال و لاتنظر الي من قال » (11)
تحصيل علم از نظر اسلام يک ضرورت مطلق است و هيچ قيد و شرطي ندارد. «نه قيد زماني نه قيد مکاني وفردي ونه هيچ قيد ومحدوديت ديگري. از حديث معروف «اطلبوا العلم و لو بالصين؛علم را طلب کنيد؛ اگر درچين باشد»،درمي يابيم که از نظر اسلام،طلب علم فريضه اي است که جا ومکان خاصي نمي شناسد و محدوديت مکاني ندارد
علوم دو قسم اند. بعضى از علوم علاوه بر سعادت دنيا، سعادت آخرت انسان را هم تأمين مىكنند، يعنى انسان را با ملكوتش آشنا مىسازند مثل علم توحيد و معرفت نفس و اخلاق، اينها در درجه اول اهميت قرار دارند. علوم ديگر مثل فيزيك و رياضى علومى است كه براى رفع نيازها است.
دين اسلام چون جامع دنيا و آخرت است هر علمى را كه مورد نياز جامعه است و در تدين و تمدن انسان نقش سازنده دارد تجويز نموده است؛ منتها فرا گرفتن اين علوم مراتب دارد، گاه واجب عينى و گاه واجب كفايى است. بنابراين، حديث فوق شامل فيزيك و شيمى و رياضى و امثال اينها هم خواهد شد. ليكن اگر كسى فيزيكدان يا رياضيدان بود بايد بداند نردبان خوبى در اختيار او قرار گرفته تا ترقى كند و بالا رود نه اين كه مانند مقنّى به چاه برود.
شما دنياى كنونى را كه بررسى كنيد مىبينيد قسمت مهم بودجه جهانى صرف سلاحهاى كشتار جمعى، مفاسد اخلاقى، قاچاق مواد مخدر و امثال آن و بخش كمى از آن جهت ارتزاق مردم مصرف مىشود. در حالى كه پيام رسمى اسلام چيز ديگرى است.
مرحوم كلينى رضوان اللَّه تعالى عليه حديثى را در اصول كافى نقل مىكند كه فردى آمد امام را زيارت كند عرض كرد: دو گروه از كافران به جان هم افتادهاند، خريد و فروش سلاح هم الان سود آور است، شما اجازه مىدهيد به اينها اسلحه بفروشيم يا نه؟ حضرت جوابى داد كه با تحليل به سه فتوا منجر مىشود فرمود: 1. بفروش؛ 2. به هر دو گروه بفروش؛ 3. سلاح دفاعى بفروش نه كشتارى، سپر و زره و چكمه بفروش ولى دشنه و نيزه و شمشير و تير نفروش؛ اين را مىگويند آن علم اساسى كه به دست اين مهندسين ملكوتى است.
اين علم است كه گفتند تا چين برو و ياد بگير. يعنى هر علمى كه انسان را متخلق به اخلاق الهى كند، فيزيك باشد يا رياضى، طب باشد يا فقه، اگر آن خاصيت اصلى را داشت ارزش پيدا مىكند. ولى اگر انسان را به خدا نزديك نكرد هر چه باشد ولو علم دين، فايده ندارد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100130822