ها علی..

ها علىٌ بشرٌ كيف بشر

ربُّه فيه تجلّى وظَهر

هو والمبدأ شمسٌ وضياء

هو والواجبُ شمسٌ وقمر

أذنُ الله وعينُ الباري

يا له صـاحبُ سمعٍ وبصر

علة الكون ولولاه لما

كان للعالم عين وأثر

فلك في فلك فيه نجوم

صدف في صدف فيه درر

جنس الأجناس على وبنوه

نوع الأنواع إلى حاديعشر

كل من مات ولم يعرفهم

موته موت حمار وبقر

قوسه قوس صعود ونزول

سهمه سهم قضاء وقدر

ما رمى رمية إلا وكفى

ماغزى غزوة إلا وظفر

أسدالله إذا صال وصاح

أبو الأيتام إذا جاد وبر

بوتراب وكنوز العالم

عنده نحو تراب ومدر

من له صاحبة كالزهراء

أو سليل كشبير وشبر

أيها الخصم تذكر سندا

متنه صح بنص وخبر

إذ أتى أحمدُ في خمّ غدير

بعلي وعلى الرحل نبر

قال من كنت أنا مولاه

فعلي له مولى ومفر[1]

 هان ، على بشر است، اما چگونه بشري؟ بشري كه پروردگارش در او تجلى و ظهور نموده است.

او و مبدأ هستي مانند خورشيد و پرتو آنند، او و واجب متعال، مانند خورشيد و ماهند (كه نور يكى از ديگري است).

او گوش و چشم خداست، وه چه صاحب گوش و چشمى!

او علت آفرينش است و اگر او نبود، از جهان، عين و اثري نبود.

چرخ در چرخ همراه با ستارگان است، و صدف در صدف درربار.

على خود جنس الاجناس آفرينش است و فرزندانش نوع الانواعند تا نوع يازدهم.

هر كه بميرد و حق آنان را نشناسد، مانند خر و گاو مرده است.

كمان او قوس صعود و نزول خلقت است، و تير او تير قضا و قدر الهى است.

تيري نينداخت جز آن كه همان براي كشتن دشمن بس بود، و جنگى نكرد جز آن كه پيروز گشت.

شير خداست در وقت نبرد و فرياد بر دشمن، و پدر يتيمان است در وقت بخشش و نيكوكاري.

او ابو تراب (خاك نشين) است، چرا كه گنجهاي عالم در نزد او به سان خاك و كلوخ است.

كيست جز او كه همسري چون زهرا، يا فرزندانى چون حسن و حسين داشته باشد.

اى دشمن، يادآر حديثى را كه متن آن از راه نص و خبرهاي متواتر ديگر به صحت پيوسته است.

آن گاه كه پيامبر در غدير خم على را آورد و بر منبري كه از جهاز شتران ساخته بودند بالا رفت.

و فرمود: هر كه من مولاي اويم، پس على مولا و پناهگاه اوست.


[1] . الإمام علي بن أبي طالب (ع)، أحمد الرحماني الهمداني، ترجمة حسين استاد ولي، ص 466 – 468، شاعر اين شعر شخصي به نام ملا مهر علي است.