شعری در مورد امیر المومنین که پیامبر آن را تایید کرد
ها علی..
|
ها علىٌ بشرٌ كيف بشر |
ربُّه فيه تجلّى وظَهر |
|
هو والمبدأ شمسٌ وضياء |
هو والواجبُ شمسٌ وقمر |
|
أذنُ الله وعينُ الباري |
يا له صـاحبُ سمعٍ وبصر |
|
علة الكون ولولاه لما |
كان للعالم عين وأثر |
|
فلك في فلك فيه نجوم |
صدف في صدف فيه درر |
|
جنس الأجناس على وبنوه |
نوع الأنواع إلى حاديعشر |
|
كل من مات ولم يعرفهم |
موته موت حمار وبقر |
|
قوسه قوس صعود ونزول |
سهمه سهم قضاء وقدر |
|
ما رمى رمية إلا وكفى |
ماغزى غزوة إلا وظفر |
|
أسدالله إذا صال وصاح |
أبو الأيتام إذا جاد وبر |
|
بوتراب وكنوز العالم |
عنده نحو تراب ومدر |
|
من له صاحبة كالزهراء |
أو سليل كشبير وشبر |
|
أيها الخصم تذكر سندا |
متنه صح بنص وخبر |
|
إذ أتى أحمدُ في خمّ غدير |
بعلي وعلى الرحل نبر |
|
قال من كنت أنا مولاه |
فعلي له مولى ومفر[1] |
هان ، على بشر است، اما چگونه بشري؟ بشري كه پروردگارش در او تجلى و ظهور نموده است.
او و مبدأ هستي مانند خورشيد و پرتو آنند، او و واجب متعال، مانند خورشيد و ماهند (كه نور يكى از ديگري است).
او گوش و چشم خداست، وه چه صاحب گوش و چشمى!
او علت آفرينش است و اگر او نبود، از جهان، عين و اثري نبود.
چرخ در چرخ همراه با ستارگان است، و صدف در صدف درربار.
على خود جنس الاجناس آفرينش است و فرزندانش نوع الانواعند تا نوع يازدهم.
هر كه بميرد و حق آنان را نشناسد، مانند خر و گاو مرده است.
كمان او قوس صعود و نزول خلقت است، و تير او تير قضا و قدر الهى است.
تيري نينداخت جز آن كه همان براي كشتن دشمن بس بود، و جنگى نكرد جز آن كه پيروز گشت.
شير خداست در وقت نبرد و فرياد بر دشمن، و پدر يتيمان است در وقت بخشش و نيكوكاري.
او ابو تراب (خاك نشين) است، چرا كه گنجهاي عالم در نزد او به سان خاك و كلوخ است.
كيست جز او كه همسري چون زهرا، يا فرزندانى چون حسن و حسين داشته باشد.
اى دشمن، يادآر حديثى را كه متن آن از راه نص و خبرهاي متواتر ديگر به صحت پيوسته است.
آن گاه كه پيامبر در غدير خم على را آورد و بر منبري كه از جهاز شتران ساخته بودند بالا رفت.
و فرمود: هر كه من مولاي اويم، پس على مولا و پناهگاه اوست.
[1] . الإمام علي بن أبي طالب (ع)، أحمد الرحماني الهمداني، ترجمة حسين استاد ولي، ص 466 – 468، شاعر اين شعر شخصي به نام ملا مهر علي است.