تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1392
گمان مبرید اگرحقی به من پیشنهاد دهید برمن گران آید.یادر پی بزرگ نشان دادن خویشم .زیرا کسی که شنیدن حق،یا عرضه شدن عدالت براو مشکل باشد. عمل کردن به آن دشوارتر خواهد بود.خطبه 216



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر 1392


رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله فرمودند: همه چشمها روز قیامت گریانند جز سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از نامحرم فرونهاده شود، چشمی که در راه خدا (و پاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد.



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393
برای دانلود فایل به ادامه مطلب مراجعه کنید
برچسب‌ها: خلاصه درس

ادامه مطلب...
ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم آبان 1393

«هر کس در امر نماز سستی و سهل انگاری کند خداوند برکت را از عمر و رزق و روزی اش می گیرد و سیمای صالحین را از چهره اش محو می کند و برایش بهره ای از دعای صالحین نخواهد بود. هر کاری که کند بدون پاداش خواهد ماند. دعایش مستجاب نخواهد شد. ذلیل خواهد مرد و گرسنه جان خواهد داد. تشنه کام خواهد مرد به گونه ای که اگر با همة نهرهای جهان آبش دهند تشنگی اش برطرف نخواهد شد و خداوند فرشته ای را بر می گزیند تا او را در قبرش ناآرام سازد و خداوند قبرش را تنگ و تاریک گرداند. و فرشته ای را بر می گزیند تا او را به صورتش به زمین کشد، درحالی که خلایق به او بنگرند. و به سختی مورد محاسبه قرار می گیرد و خداوند به او ننگرد و او را پاکیزه نگرداند و او را غذابی دردناک باشد.»

«حضرت محمد (ص)»



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم آبان 1393



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه سیزدهم آبان 1393

به درياي پر از غم، امان از دلِ زينب

به عمري همه ماتم، امان از دلِ زينب

کشيده غم دنيا به سوزِ دل و سينه

از آن شهرِ مدينه، امان از دلِ زينب

نظر کرده به مادر ميانِ در و ديوار

همان قصه‌ي مسمار، امان از دلِ زينب

از آن سيلي ملعون، که شد قاتلِ زهرا

همان غربت کبري، امان از دلِ زينب


****

ز داغ و غمِ کوفه به قلبش شرر افتاد

به يادِ پدر افتاد، امان از دلي زينب

چو يارِ حسنش بود از آن طشت جگر گون

دلش گشته پر از خون، امان از دلِ زينب

چو شد کرب و بلايي به آن قدِ خميده

بديد رأس بريده، امان از دلِ زينب

نمک پاشِ دلش بود، همان دشمن ايمان

کتک زد به يتيمان، امان از دلِ زينب

پرستارِ ولايت در آن خيمه‌ي آتش

بسوزد دلِ ماهش، امان از دلِ زينب



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه سیزدهم آبان 1393

بسم الله الرّحمن الرّحیم
کوتاه کن کلام... بماند بقیّه اش
مرده است احترام... بماند بقیّه اش
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام... بماند بقیّه اش
هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام... بماند بقیّه اش
شمشیرها تمام شد و نیزه ها تمام
شد سنگ­ها تمام... بماند بقیّه اش
گویا هنوز باور زینب نمی شود
بر سینه ی امام...؟ بماند بقیّه اش
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام... بماند بقیّه اش
راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام....بماند بقیّه اش
رو کرد در مدینه که یا ایّهاالرّسول
یافاطمه! سلام... بماند بقیّه اش
از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش
خون علی الدّوام... بماند بقیّه اش
سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش
از پیکر امام بماند بقیّه اش
بر خاک خفته ای و مرا می­برد عدو
من می­روم به شام... بماند بقیّه اش
دلواپسم برای سرت روی نیزه ها
از سنگ پشت بام... بماند بقیّه اش
دلواپسی برای من و بهر دخترت
در مجلس حرام... بماند بقیّه اش
حالا قرار هست کجاها رود سرش؟
از کوفه تا به شام... بماند بقیّه اش
تنها اشاره ای کنم و رد شوم از آن
از روی پشت بام ... بماند بقیّه اش
قصّه به "سر" رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام... بماند بقیّه اش
محمّد رسولي



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393
ذخر الحسین کیست ؟ جنگ صفین بود و نوجوانی سیزده ساله... امیرالمومنین(ع) نقاب به چهره قمر بنی هاشم زدند و او را روانه ی میدان کردند. معاویه ابوشعتاء دلاور معروف عرب را پیش فرستاد ابوشعتاء گفت اهل شام مرا حریف هزار اسب میدانند، در شأن من نیست، یکی از پسران من برای او کافیست. نه پسر را به جنگ فرستاد و یکی پس از دیگری به دست قمر منیر بنی هاشم به درک واصل شدند. خودش عصبانی به قصد انتقام خون پسرانش به میدان آمد و او نیز با ضربتی به درک واصل شد... جنگ مغلوبه شده بود... همه در حیرتند که این نوجوان کیست که چنین جنگاوری میکند... امیرالمومنین(ع) به عباس گفتند برگرد پسرم... سپاهیان گفتند یا امیرالمومنین اجازه بده تا کار را یکسره کند اما حضرت اجازه ندادند... فرمودند: اِنّهُ ذُخرُ الحسین... او ذخیره برای حسین است... السلام علیک یا قمر العشیره یا ابالفضل العباس ای کاش تنها این از من یادگار بماند...

امالی طوسی ، ص 275، ح 526



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393
روایت معتبر مرحوم مجلسی از امام صادق  عليه السلام    نقل کرده است كه حضرت مي‌فرمايند: حضرت سجاد  عليه السلام    سوار شتر، در راه مسافرت بودند. وسط راه، یک دزد جلو حضرت سجاد را گرفت و گفت: «پیاده شو و لباس‌هايت را در آور». حضرت فرمودند: «مي‌خواهی چه کنی؟» گفت: «مي‌خواهم تو را بکشم و اثاث تو را هم ببرم». حضرت فرمودند: «بیا برادر، هر چه داریم قسمت مي‌کنیم؛ نصف، مال من و نصف ،مال تو. تو برو دنبال کارت به زندگی ات برس. من هم بروم به زندگی ام برسم». گفت: «نمي‌شود. آنچه داری، مي‌برم و تو را هم مي‌کشم». حضرت فرمودند: «بیا هر چه من دارم، بردار و برو. من هم مي‌روم» گفت: «نه؛ مالت را مي‌برم، تو را هم باید بکشم». حضرت فرمودند: «پس خدا کجاست؟» گفت: «خدا خواب است». وقتی گفت: «خدا خواب است»، حضرت فرمودند: «بگیرید دشمن خدا را»؛ بلافاصله دو تا شیر ایجاد شدند؛ یکی سر او را گرفت و یکی پای او را گرفت. و نگذاشتند یک قطره خون او به زمین برسد



ارسال توسط حسن کاتبی
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393

با توجه به فرهنگ حاکم در زمان پیامبر، ازدواج از مهم‌ترین عوامل ایجاد الفت و زمینه‌ای برای کاهش خصومت‌ها بشمار می‌رفت. به همین دلیل پیامبر (ص) حتی آزار و اذیت توان ‌فرسای شماری از همسران خود را در این راستا تحمل نمود.

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط حسن کاتبی